پایگاه خبری سینما تجربی 6 دی 1395 ساعت 14:15 http://cinematajrobi.ir/vdcc4xqs.2bqs18laa2.html -------------------------------------------------- نقد رامتین شهبازی بر فیلم مستند « ننا » ساخته ی محمدرضا وطن دوست عنوان : مكاشفه انسان و طبيعت -------------------------------------------------- رابطه ميان انسان و طبيعت در تاريخ تفكر انساني داراي قدمتي ديرينه است. متن : طبيعت گاه ياري رسان انسان بوده و گاه همچون سدي در برابر او و آمالش ايستاده است. اما آيا مستند ننا قصد دارد از اين منظر ماجراي خود را بيان دارد؟ اصولا پرسش اصلي اين مستند چيست؟ آيا كارگردان تنها دغدغه اي فرماليستي داشته و در راه پاسخ به اين دغذغه مستند خود را توليد كرده است؟مي توان در اين نوشته به تمامي اين سئوال ها پاسخ گفت؛ اما آنچه بيش از همه خود را در اوان كار به مخاطب مي نماياند بيانگري است كه در كليت اثر نهفته است. بيانگري يكي از شيوه هاي روايت در عرصه هنر است كه در برابر محاكات قد برافراشت. در شيوه بيانگري ذهنيت فيلمساز به مثابه فاعل شناسا در كنار موضوع قرار گرفته و در نتيجه بنابر امتزاج نگاه صاحب اثر و موضوع اثر هنري شكل مي گيرد. در اين نگاه حذف صاحب اثر تقريبا امكان پذير نيست. وطن دوست نيز با اين جمله در ابتداي كار كه در تصوير كردن اين مستند از هيچگونه ترفند بصري استفاده نشده(نقل به مضمون) تفريبا بر اين ماجرا صحه مي گذارد. مستند ننا نگاهي است انتزاعي به آميختگي انسان و طبيعت. فرمي كه كارگردان براي روايت زندگي شخصيت هايش برگزيده نوعي عدم قطعيت را به نمايش مي گذارد. انساني كه خود و زندگي اش در مرزي از قطعيت و تزلزل قرار دارد. در اين ميان تصاوير باژگونه بر آب اين عدم قطعيت را دوچندان كرده و آن را از قالبي قطعي چنان كه در زندگي واقعي خود را مي نماياند دور مي كند. كار دلبستگي عجيبي به حوزه هنرهاي تجسمي دارد. حوزه اي كه در نسبت به سينما و تصوير متحرك دلالتي ذهني تر دارد. در آميختگي اين بحث ها يعني بيانگري، عدم قطعيت و تجسم اين نتيجه حاصل مي آيد كه هدف فيلمساز در فرم نگاهي دگرگونه به كليت زندگي است كه بخشي از آن در واقعيت و بخشي ديگر در رويا مي گذرد. اما اين فيلم را مي توان از منظر زاويه ديد در روايت نيز مورد مداقه قرار داد. اينكه چه كسي به ماجرا مي نگرد؟ آيا ناظر بر ماجرا در اين مستند طبيعت است كه تصميم گرفته به انسان بنگرد و يا خود انسان است كه از زاويه اي متفاوت همنوع خويش را در هدف نگاه گرفته است. ببينيم پاسخ به اين دو ماجرا چگونه مي تواند باشد. فرض بگيريم كه در اين مستند طبيعت ناظر بر اعمال ماست. در اين منظر ديگري تعريف مي شود كه انسان در طول تاريخ حيات خود سعي داشته تا آن را در اختيار خود بگيرد. اين طبيعت در نگاه به اين انسان صرفا رفتار او را بازنمايي مي كند،بدون آنكه شناختي از آن ارائه دهد. گويا در جهاني ديگر موجودي ديگر متولد مي شود. در اين نگاه است كه انسان فقط مي تواند انسان را بشناسد. يعني ما به مثابه مخاطب با دانش پيشيني كه از همنوع خويش داريم، خود را دريافته و اعمال او را تحليل مي كنيم. طبيعت در اين ميان تنها واسطه اي براي بازنمايي است و گويا آنچه انسان تاكنون در امر بازنمايي به طبيعت ارجاع مي دهد، طبيعت همان را به سمت وي بازمي گرداند. اما نكته از جايي به خود ما بازمي گردد كه ما خود را از ديدگاه اين طبيعت ترجمه مي كنيم و اين نكته دوباره اين نوشته را به خط و ربط بيانگري كه پيشتر ذكرش رفت باز مي گرداند. در اين جا مي بينيم كه گويا فيلمساز قصد داشته به نوعي خود را از چشم ديگري ببيند. يعني يك ذهن انساني بداند كه اگر طبيعت به انسان مي نگريست ماجرا چگونه مي بود؟ در اين ميان انسان تصويري رويا گونه دارد. شايد چيزي كه بسيار مي كوشد در واقعيت به آن دست يابد اما در عمل امكان پذير نمي شود. در دنياي پيش از اين فيلم انسان در طبيعت زندگي مي كند،اما در مستند حاضر انسان بيرون از طبيعت و دركنار آن است. بنابراين نوعي شناخت لازم است كه فيلمساز اين شناخت را در نوعي بيانگري شبه امپرسيونيستي جست و جو مي كند. پس در اينجا و همچنان در بازگشت به سئوال هاي نخستين ، هنوز رابطه ميان انسان و طبيعت كامل و قابل بيان نشده است. انسان و طبيعت در حال مكاشفه هستند. طبيعت انسان را هدف گرفته و انسان نيز طبيعت را. پس فيلمساز براي اين كشف و شهود داده هاي پيشيني را به ظاهر كنار گذاشته و امكان كشف مجدد را نيز پديد مي آورد. همين نكته سبب مي شود فيلم از بازي فرماليستي فراتر رفته و به مخاطب ياري برساند تا پس از دقايقي اين بازي را فراموش كرده و به داده هاي درون فيلم نيز بپردازد. تنها از منظر حفظ ريتم توجه به يك نكته مي تواند همچنان جذاب باشد. فيلمساز مي توانست زمان فيلم را كاهش دهد. اندكي بازنگري در زمان فيلم مي تواند برخي لحظات كه به نظر مي رسد فيلم به تكرار درافتاده را مورد تعديل قرار دهد. جدا از اين مسئله تجربه محمدرضا وطن دوست اثري ديدني و جذاب است.