پایگاه خبری سینما تجربی 14 بهمن 1396 ساعت 12:16 http://cinematajrobi.ir/vdcdf50f.yt0xs6a22y.html -------------------------------------------------- عنوان : ماجرای یک مرگ از پیش اعلام نشده -------------------------------------------------- نقدی بر فیلم مستند « رزم آرا، یک دوسیة مسکوت » ساختة احسان عمادی متن : نکتهای که فیلم را تا حد یک اثر تحقیقی جدی بالا میبرد، رعایت بیطرفی در ارائه اطلاعاتی است که به مخاطبانش میدهد. مثلاً در همان ابتدا تاریخ زندگی رزمآرا را بدون هرگونه پیشداوری به ما منتقل میسازد. از سوی دیگر استفاده از روایت سران رژیم گذشته در فیلم که تا حد زیادی زندگی و مرگ رزمآرا را زیر ذرهبین فیلمساز قرار میدهد، هرچه بیشتر به سندیت فیلم میافزاید. آنچه در طول فیلم مورد تأکید قرار میگیرد، زندگی نظامی و زندگی شخصی رزمآرا است. به شهادت شاهدانی که از وی و تواناییهای نظامیاش سخن میگویند، او از نظر نظامی فرماندهی کاملاً آشنا به زیر و بم نظام و ارتش بوده است. او دو سال در فرانسه در یک کالج نظامی تحصیل کرد و چهارمین سپهبد ارتش بوده است که فیلم اینها را به تمامی به نمایش میگذارد اما زمانی که رزمآرا از رخت نظام بیرون میآید و لباس صدارت بر تن میکند، به واقع تمامی مشکلاتش آغاز میشود. او توانایی تعامل با مجلس را ندارد و شاید از همه دستپاگیرتر برای وی، تأکیدش بر ملی نشدن نفت بوده که در واقع فیلم به اشاره به آن پرداخته است. جملهای از رزمآرا در افواه میپیچد که بعدها نیز هرگز در هیچ یک از مدارک موجود از مجلس، چنین چیزی برجای نمانده است و آن این است که از قول وی اعلام میشود مردمی که حتی نمیتوانند لولههنگ بسازند، چگونه میخواهند نفت را ملی کرده و از آن بهرهبرداری کنند. یکی از نکات قابل اشاره در مورد مستند رزمآرا، یک دوسیة مسکوت آن است که فیلم، برای روایت داستانش تلاش دارد تا از استراتژی سینمای داستانی استفاده کند. یک حسن استفاده از چنین رویکردی آن است که در این نوع آثار مستند، فاصلة مخاطبان با شخصیت یا شخصیتهای اثر کمتر و کمتر میشود و گویی قرار است شاهد سرنوشت شخصیتی سینمایی باشیم و نه یک شخصیت تاریخی که روزگاری در کشور مصدر کار بوده است. این رویکرد بیش از هر امر دیگری میتواند بر جذابیت فیلم اضافه کند. رویکرد فیلم به گونهای است که حتی مثلاً در مورد فراز و فرود نحوة ترور او برای آنهایی که با تاریخ معاصر ایران آشنایی کاملی ندارند، این امر شگفتانگیزی است که چگونه مجلس حکم به برائت مرحوم خلیل طهماسبی میدهد و شاه نیز آن را توشیح میکند. نحوة روایت فیلم به گونهای است که تنها ده یا پانزده دقیقة آخر به ریز و درشت ماجرا میپردازد که همان اعدام طهماسبی باشد. نشان دادن اجساد تیرخوردة نواب صفوی و طهماسبی در این دقایق مانند ورود فیلم داستانی به پردة سوم آن است. در واقع با اندکی دقت پی میبریم که استراتژی روایی فیلم نیز این چنین است. پردة اول: آشنایی مخاطبان با شخصیت اصلی یا قهرمان فیلم است، همان که نامش بر تارک فیلم نشسته است. همانطور که اشاره شد، در این بخش اساساً رزمآرا معرفی میشود و کارهای مربوط به امور نظامی وی نمایش داده میشود. در پردة دوم به نحوة رسیدن او به نخست وزیری پرداخته شده و پردة سوم سرنوشت دنیای سیاست بعد از رزمآرا و مرحوم طهماسبی و نقش علم مورد توجه قرار گرفتهاند. در این بخش بیشتر به بازجوییها از آیتالله کاشانی، نواب و دیگرانی توجه شده که در یک ملاقات با فداییان اسلام حضور داشتهاند و گفته میشود در این نشست تصمیم به مرگ رزمآرا گرفته شده است. فیلم با استفاده از نقاشی متحرکی به پایان میرسد که به شکلی تراژیک به محتویات جیب مقتول و شکل و نوع لباسها و آنچه همراهش بوده، میپردازد. نحوة ادای کلمات از سوی راوی (که یکی از امتیازات فیلم هم محسوب میشود) که فاقد هرگونه لحن همدلیبرانگیز است اما به شکلی کاملاً جدی و فرمال محتویات همراه جسد را ردیف میکند، پایانی است بر فیلمی که در استراتژیاش کاملاً به روایت سینمایی وفادار است. شخصیت اصلی فیلم به قتل رسیده است. این را از ابتدا میدانیم. فیلم برای باز کردن معمای قتل رزمآرا به شیوة روایت فلاشبک به گذشته میرود و سپس وقتی به زمان حال باز میگردد، جنازة شخصیت اصلی روی میزی نهاده شده و محتویات جیبهایش و حتی نوع لباسهایش یکی بعد از دیگری روایت میشود. نما ثابت است و وسایل به شکل نقاشی شدهای یکی بعد از دیگری دیزالو میشوند و راوی همچنان در حال خواندن چیزهایی است که از رزمآرا باقی مانده است. اکنون معمای قتل رزمآرا به پایان رسیده و دوسیة مسکوت او عیان شده است. فیلم تقریباً چیزی را از زندگی رزمآرا از قلم نینداخته است. از عکسی که اشرف پهلوی به رسم یادگار به سپهبد عزیزم داده است تا ریز جزییاتی که در فیلم به آنها اشاره شده از جمله توصیف محسن مبصر رییس کل اسبق شهربانی و افسر تحت امر رزمآرا از او به دست میدهد بسیار باهوش و بسیار خطرناک! و حتی حساسیت او نسبت به بازی الک دولک و با پیژامه بیرون آمدن مردم که برایشان جریمه تعیین کرد! شاهپور عظیمی