پایگاه خبری سینما تجربی 14 بهمن 1396 ساعت 11:47 http://cinematajrobi.ir/vdcgnu9q.ak9xx4prra.html -------------------------------------------------- عنوان : نقدی بر فیلم مستند « ادوارد » ساخته محمدباقر شاهین -------------------------------------------------- متن : زندگی همه انسانها پر از قصه است و بعضی زندگیها گویا پر قصه تر. به نظر میرسد اینکه آدم کجا و در چه مرحلهای از تاریخ قرار گرفته باشد باعث میشود بالا و پایین قصههایش بیشتر شود، به خصوص آنکه برههای از زندگی با حوادثی نظیر جنگ و انقلاب عجین شده باشد. زندگی ادوارد که از اقلیتهای دینی کشور و ارمنی است نمونه برجسته چنین زندگیهایی است. بخشی از ماجرای پر افت و خیر زندگی او که با جنگ عراق علیه ایران آغاز میشود توجه محمدباقر شاهین را که فیلمسازی جسور در پروژههای فرا مرزی است به خود جلب کرد. این نقطه آغاز شکلگیری ایده فیلم بود و از همین جا پروژهای آغاز شد که اتمامش سه سال به طول انجامید. شاهین ، فیلمسازی است علاقهمند به حوزه جنگ که پیش از این با فیلم ۱۰۰ ثانیهای "مالکیه" که در سوریه ساخته شده بود بسیاری از توجهات را به خود جلب کرده است. "ادوارد" نیز فیلمی است که نشان میدهد فیلمسازش به دیدن مسائل جنگ، به ویژه مسائل پساجنگ از زاویهای نو علاقهمند است، آنها را کشف کرده و از همه مهمتر اینکه دیگران را نیز دعوت به اندیشیدن به آنها میکند. داستان زندگی ادوارد نیز همچین ویژگیای دارد. در سال ۱۳۵۹ یعنی درست در اوایل جنگ ادوارد و عدهای از هم رزمانش در نفربری بودند که هدف موشک عراقیها قرار میگیرد. پس از انفجار از بین تمام کسانی که در نفربر بودند تنها ادوارد زنده میماند. او که توان حرکت نداشته همانجا میماند تا آنکه نیروهای عراقی از راه میرسند و او به عنوان اولین نفر از جامعه ارامنه ایرانی به اسارت نیروهای عراقی در میآید. همه ما از ماجراهای تلخ اسارت در جنگ بسیار دیده و شنیدهایم که بسیاری از آنها در طول ۹ سال حضور در زندانهای عراق شامل حال ادوارد هم شده است. اما آنچه که ویژگی متمایزی در این فیلم است دیدن و به تصویر کشیدن مفهوم اسارت هم چون منطق نیرومند حاکمی بر سایر عرصههای زندگی اجتماعی او توسط فیلمساز است. منطق نیرومندی که در مقاطع مختلف ، تنها متولی اجرایش تغییر میکند و در نهایت گام به گام با ادوارد در زندگی به پیش میرود. کمی که بیشتر با خودمان فکر کنیم میبینیم که گویا این وضعیت لزوما فقط شامل حال ادوارد نیست و کمابیش گریبان همه ما را گرفته است. در واقع از آنجا که اساسا یکی از کارکردهای ویژه سینما، به خصوص سینمای مستند ، عرضه اشتراکات تجربه زیستن سوژههای فیلم با مخاطب است، بنابراین هر کدام از ما همچون ادوارد و شاهین میتوانیم هوشمندانه به دنبال شناسایی اسارتهای زندگی باشیم؛ چه در حیات اجتماعی خود و چه دیگری. همچون ادوارد که این روزها به درستی میداند که پناه بردنش به سازمان مجاهدین خلق رهایی بیهودهای بوده که سرانجام منجر به نقل مکان از اسارتی به اسارت دیگر شده است. به گفته او طی سالیان طولانی حضورش در زندانهای عراق و ناامیدی از آزادی و نیز اجبارِ دیدن برنامههای تلویزیونی مربوط به مجاهدین خلق و به مرور ایدئولوژی این سازمان همچون منطق سلطهای دیگر بر ذهن او چیره میشود. تا آنجا که با باوری قلبی به ایده رهایی بخشی این سازمان درخواست پیوستن به این ایشان را میکند. از این پس ادوارد ۱۲ سال اسارت در اردوگاه اشرف را تجربه میکند و واقعیت در برابر چشمانش طور دیگری جلوه میکند. فضای خصمانه حاکم بر سازمان آنچنان عرصه را بر او تنگ میکند که دست آخر تا سر حد جان برای خروج ، اصرار و مقاومت میکند. در نهایت طی اتفاقی عجیب از زندان ابوغریب که برای تادیب به آنجا فرستاده شده بود در تبادل اسرا با ایران آزاد میشود و پس از حضوری کوتاه مدت در ایران، آنطور که خود شرح میدهد ، به دلیل آنکه نه شغلی داشته، نه پساندازی و نه امیدی به آینده ، راهی اروپا میشود. این بار نیز غربت اروپا شرایط زندگی در اسارت شیک و لوکس را مهیا میکند و کماکان سیر جاری منطق سلطه بر زندگی او سایه میگسترد. دولت مدرن اروپایی با آن ساختارهای استاندارد سازی و از طریق آن تقسیم انسانها به خوب و بد ، به موقعیت فرودستی او در جامعه میزبان دامن زده است. تا آنجا که حتی از ترس بدنامی برای مشکلاتی از گذشته که در ذهن او برجای مانده ، جرات ندارد به روانشناس مراجعه کند تا مبادا داغ ننگ بیماری بر پیشانیاش بنشیند و همان نیمچه کار معمولیاش را هم از دست بدهد. اما با وجود همه این تلاطمهای اسارت آنطور که از سیر کلی داستان میتوان حدس زد ادوارد همیشه عزمی جدی در جنگ علیه سلطه داشته است. هرچند کمرنگ، اما کمابیش از برخی نشانهها در فیلم درمییابیم که او در گروهی متشکل از جداشدههای مجاهدین خلق و احتمالا کسان دیگری مشغول به مبارزه جدی علیه این سازمان در اروپاست. مشخصا او این بار راهی غیر از جا به جا شدن ذیل این یا آن نهاد سلطه را برگزیده و از مجرای حضور در جمعی با دغدغههای مشترک به دنبال ایجاد تغییر در شرایط است. میعاد نوحه خوان