نشست بررسی دو مستند مرکز گسترش در شیراز برگزار شد؛

هر کشوری تحلیلی متفاوت از «مانکن‌های قلعه حسن خان» دارد

16 دی 1396 ساعت 12:07

سام کلانتری گفت: «مانکن‌های قلعه حسن خان» در ۱۵- ۱۶ کشور نمایش داده شده و تحلیل‌ها پیرامون آن بسیار متفاوت بوده است، از تفسیر کاملا سیاسی در آمریکا گرفته تا تفسیر فلسفی در اروپا.


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی "سینماتجربی" به نقل از سایت هنر و تجربه، جلسه نمایش، نقد و بررسی دو مستند «مانکن‌های قلعه حسن خان» به کارگردانی سام کلانتری و«والسی برای تهران» ساخته زینب تبریزی ، عصر روز چهارشنبه ۱۳ دی ماه، با حضور کارگردانان و با حمایت گالری سروناز و با اجرای دکتر علی آذری، در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.
علی آذری جلسه را با صحبت درباره «مانکن‌های قلعه حسن خان» آغاز کرد:« این مستند و فلسفه پنهان شده در آن، بسیار جذاب بود، این که هر کدام از مانکن‌ها ‌می‌توانست نماد یک انسان باشد، که سرشت یکسانی دارند، اما به سرنوشت‌های متفاوت دچار ‌می‌شوند.» و از کلانتری خواست در مورد ایده اولیه ساخت این مستند و هم‌چنین در مورد نمایشگاه پایانی فیلم صحبت کند و این که آیا ایده نمایشگاه از خود فیلم ساز بوده است یا نه.
سام کلانتری در مورد نحوه شکل‌گیری مستند توضیح داد:« برای یک پروژه عکاسی به قلعه حسن خان، که یکی از شهرک‌های اقماری اطراف تهران است، رفته بودم. با دیدن فضای خسته و بسیار عجیب کارگاه تولید مانکن، به این ایده رسیدم که این فضا بیشتر از یک پروژه عکاسی، فرصت تولید یک مستند را فراهم ‌می‌کند. حال و هوای آن محیط باعث ‌می‌شد که به آفرینش و خلقت فکر کرد و هر یک از مانکن‌ها را مثل یک انسان دید و به سرنوشتش اندیشید. در مورد نمایشگاه آخر فیلم، ایده من بود و از ابتدا قرار بود، این نمایشگاه پایان مستند باشد. مانکن‌ها را در اختیار چند هنرمند، از جمله علی سلطانی قرار دادم و از آن‎ها خواستم هر اثری که ‌می‌خواهند با آن مانکن‌ها، خلق کنند، اما فقط به من بگویند، ‌می‌خواهند چه کار کنند تا بتوانم پلان‌هایم را براساس آن‌ها طراحی کنم. خود من هم دو اثر در آن نمایشگاه داشتم. آن نمایشگاه خارج از فیلم، به نام کاتالپسی، در گالری جرجانی تهران برگزار شد.»
کلانتری در مورد تفسیر‌های مختلفی که از مستند او داشتند این گونه توضیح داد : « این مستند در ۱۵- ۱۶ کشور نمایش داده شده، تحلیل‌های بسیار متفاوت بوده است، از تفسیر کاملا سیاسی در آمریکا گرفته تا تفسیر فلسفی در اروپا. درست ترین تحلیل مربوط به جشنواره فیلم در استانبول بود که به نظر خود من نزدیک تر است که یک نگاه اجتماعی فلسفی است و من به وجوه و زوایای آفرینش براساس متون خاصی فکر کرده بودم. »
وی درباره رابطه انسان با شهر در فیلم گفت : « در انتقال مانکن‌ها از محل تولید تا نقطه آخر، فیلم مسیری را نشان ‌می‌دهد که حال و هوای شهر تهران به شکلی است که رابطه انسان‌ها با شهر، به عنوان یک موجود ارگانیک و زنده، قطع شده است و ارتباط حسی بین انسان‌ها و شهرشان دیگر وجود ندارد.»
در ادامه جلسه علی آذری از زینب تبریزی خواست در مورد مستند «والسی برای تهران» و نحوه آشنایی با مهرداد مهدی صحبت کند و به کار قبلی او هم اشاره کرد که مستند خیابانی در مورد پارکور بود.
زینب تبریزی درباره علاقه‌اش به مستندهای خیابانی صحبت کرد:« قبلا یک مستند خیابانی را به صورت مشترک، در مورد پارکور و جوانانی که این ورزش پارکور را انجام ‌می‌دادند،ساختم. جوان‌هایی که ‌می‌خواستند خیابان‌های شهر را از آن خود کنند. بعد از آن مستند دیگری در مورد گرافیتی و استریت آرت ساختم که آن هم مستند خیابانی و در مورد جوانانی بود که قصد داشتند شهر را به تملک خود درآورند. موسیقی خیابانی همیشه برای من جذاب بود و دوست داشتم در امتداد دو مستند قبلی ، کار دیگری بسازم. زمانی که شروع به تحقیق در مورد موسیقی خیابانی کردم، با صفحه‌ای در فیس بوک با نام حمایت از موسیقی خیابانی، آشنا شدم، با این‌که ویدیوهای زیادی از اجراهای خیابانی موسیقی در آن صفحه بود، اما با تماشای آن‌ها نتوانستم به کاراکتری برسم که مد نظرم بود. از طریق یکی از دوستان با مهرداد مهدی آشنا شدم که اجرای او را در آن صفحه دیده بودم، ولی نامش را نمی‌‌دانستم. زمانی که با او صحبت کردم، متوجه شدم، نوع شخصیت و بیانی که داشت، کاملا مناسب کاراکتر اصلی مستند من بود.»
آذری در ادامه به سکانس ابتدایی مستند «والسی برای تهران» اشاره کرد:« در سکانس آغازین این فیلم نگهبانی جلوی کار مهرداد را ‌می‌گیرد ، مخالفت یک نفر و مقابله مهرداد را ‌می‌بینیم انگار در این سکانس کل حرف فیلم بیان می‌شود، به نظر ‌می‌آید این خوش شانسی شما بوده که حین فیلم برداری چنین اتفاقی افتاده است.»
زینب تبریزی در این مورد عنوان کرد:«در طول فیلم‌برداری این مستند، این گونه برخورد‌ها را زیاد دیده بودم که مامورین شهرداری یا انتظامی، جلوی کار آن‌ها را ‌می‌گرفتند و زمانی که مجوز ساخت مستند را نشان ‌می‌دادم، مشکل حل ‌می‌شد. آن سکانس زمانی اتفاق افتاد که تقریبا دو سال بود با مهرداد آشنا شده بودم. نکته‌ای که با برخورد‌های دیگر تفاوت داشت این بود که آن روز، یک کافه‌دار مخالفت کرد و فکر کردم که این سکانس ‌می‌تواند شروع جذابی برای مستند باشد.»
علی آذری در ادامه سکانس اتوبوس را هم یکی از جذاب‌ترین‌های صحنه‌های فیلم دانست:« به نظر ‌می‌رسید این لحظه خود به خود اتفاق افتاده و شما فقط فیلم برداری کرده‌اید. »
تبریزی در مورد سکانس اتوبوس توضیح داد:«آن سکانس مورد علاقه من هم هست. آن روز مهرداد تماس گرفت و گفت که همه اعضای گروه ‌می‌خواهند جمع شوند و در خیابان ساز بزنند و من برای فیلم برداری به تنهایی با آنها همراه شدم. چون هر ۵ نفرشان با هم ساز ‌می‌زدند، برای مردم جذاب تر بود و خیلی توجه نشان ‌می‌دادند. البته برای این که عکس العمل مردم به خاطر دوربین تغییر نکند، سعی ‌می‌کردم که پنهان شوم و پنهانی فیلم بگیرم که این پیشنهاد خود مهرداد بود. در ادامه وقتی سوار اتوبوس شدیم، من کار را به مهرداد سپردم که شخصیت رهبر داشت و خودم فقط فیلم برداری کردم. آن روز و ان سکانس که به اتوبوس ختم شد، خود یک فیلم بود که شروع، میانه و پایان داشت.»
علی آذری به شخصیت مهرداد اشاره کرد: « ظاهرا مهرداد ۵ ماه جواب تلفن شما را نداده است.آن ۵ ماهی که مهرداد جواب تلفن شما را نداد، نگران این مساله نبودید که اگر مهرداد تماس نگیرد، فیلم چگونه تمام ‌می‌شود؟»
تبریزی پاسخ داد : «آن مدتی که نتوانستم با مهرداد صحبت کنم، مشغول فیلم برداری از آرش، نوازنده‌هارمونیکا بودم. آن مدتی که از مهرداد بی خبر بودم و همه راهها برای پیدا کردن او بسته شده بود، هر روز استرس داشتم، اما چون ‌می‌دانستم که مهرداد خیلی تمایل داشت که این مستند ساخته شود، مطمئن بودم که بالاخره تماس ‌می‌گیرد، حتی اگر یک سال صبر ‌می‌کردم. با توجه به این که مهرداد شخصیت اصلی فیلم بود، بدون پایان بندی مناسب فیلم یک چیزی کم داشت. ایده پایان بندی، از مهدی باقری، تدوینگر فیلم بود.»


کد مطلب: 12642

آدرس مطلب: http://cinematajrobi.ir/vdcewp8z.jh8wei9bbj.html

سینما تجربی
  http://cinematajrobi.ir