نقد حسین سلطان‏ محمدی بر مستند «74»
کد مطلب : 9631

نقد حسین سلطان‏ محمدی بر مستند «74»

تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۰۱
Share/Save/Bookmark
بیان جهت‏دار و سوگیرانه از یک مصیبت!
نگاهی به فیلم مستند «74» ساخته سیدستار چمنی گل

هنگامی که به مستند «۷۴» نگاه کردیم، این موضوع تا اندازه‏ای تعریف گرفت. اینکه می‏توان با تأثیر گرفتن از حامی ساخت اثر، بسیاری از اطلاعات را ناگفته گذارد و تنها راوی بخشی کوچک از رویداد آوارگی مردم ایزدی کردستان عراق در کشاکش درگیری‏های داعش و دولت مرکزی آنجا بود، موضوعی که نقش آشکار حاکمیت اقلیم کردستان عراق در پدید آمدن آن، غیرقابل انکار است و در فرازهایی از فیلم هم اشارات کوتاهی به آن وجود دارد. اما سازنده این اثر، عمیق‏تر به آنها نپرداخته و تنها تصویرگر لحظه‏هایی از زندگی در اردوگاه شده است. حتی در موارد آشکاری از زیرنویس دادن برای سخنان زنان ایزدی هنگام بیان مصیبت‏هایشان و آنچه دیده‏اند، خودداری شده است.

در این مستند به صورت دقیق، اطلاعاتی داده نمی‏شود که ایزدی‏ها چه کسانی هستند و دقیقا در کجای کردستان عراق زندگی می‏کنند و «شنگال» در کجای آن جغرافیا قرار دارد. اینان که هستند که در سخن گفتن‌شان، ما می‏شنویم که بعضی اعداد را مانند ما، فارسی می‏گویند. یا ۷۴ بار نسل‏کشی از جانب چه ساختار حاکمیتی رخ داده، عددی که عنوان فیلم از آن گرفته شده است. همچنان‏که اطلاعاتی داده نمی‏شود که داعشی‏ها از کدام سو به منطقه سکونت این‌ها رسیدند. منطقه‏ای که اگر به سمت سوری رفتند کشته شدند و اگر به سمت جایی به نام «شمس» - اگر اشتباه به یاد نداشته باشم – رفتند، نجات یافتند. چرا داعش به این سمت نیامد و اینها نجات یافتند؟ تنها چیزی که نشان داده می‏شود، سختی‏های زندگی در اردوگاه است. اردوگاهی که باز هم مشخص نیست در کدام منطقه است و چرا به جز آرم‏های سازمان‏های حامی آوارگان در سازمان ملل منقوش بر چادرها و یک پلاک ماشین، هیچ نشان حکومتی دیگری نیست. چرا امکانات اینقدر محدود است و چرا زندگی اینقدر سخت است؟ البته پاسخ بعضی از ابهامات را می‏توان از بعضی نشانه‏ها دریافت. نشانه‏هایی که بعدا درباره‏اش خواهیم گقت.

کارگردان و تصویربردار، در تصاویری که نشان می‏دهند، در موارد اندکی توانسته‏اند سختی زندگی آوارگان را نشان دهند. از جمله اینها می‏توان به اصرار به آب خوردن بچه‏های کوچک از شیر آبی اشاره کرد که آبی در آن نیست. یا هنگامی که تانکر آب‏رسان در حال تخلیه آب به درون منبع است، بچه‏ای کوچک از شکاف باریک لوله انتقال آب، در حال رفع تشنگی نشان داده می‏شود. یا چهره مادری که می‎‏گفت بعد از پنج سال بچه‏دار شد اما به علت نداشتن شیر، فرزندش از دست رفت. یا برش تصویری از روایت به دار آویختن دو طفل یک سال و خورده‏ای به دست عناصر داعش به چهره نوزادی با همان سن و سال. یا نگاه ناراحت و مبهوت زن ایزدی هنگام شام خوردن به تصویر نخست وزیر اقلیم کردستان عراق در تلویزیون.

در اخبار و اطلاعت ثبت است دلیل اینکه داعش به منطقه این افراد رسید، به علت خیانتی بود که در موصل و در منطقه کردستان عراق شد. این نکته حتی در بخشی از سخنان یکی از این آوارگان بود که وقتی از شهر به سمت کوه‏های اطراف فرار کردیم، نیروهای نظامی از ما استقبال کردند. نیروی نظامی‏ای که تنها نظاره‏گر بوده است! هویت این نیروی نظامی احتمالا برای پیرمرد ایزدی که از ۷۴ نوبت نسل‏کشی می‏گوید، آشکار است که از ایران و ترکیه کمک می‏خواهد! در جایی دیگر، زن آواره می‏گوید ما اسلحه می‏خواهیم، یعنی به آنان اسلحه نمی‏دهند تا از خودشان دفاع کنند، چه کسی این اسلحه را نمی‏دهد؟ البته برایشان میز بیلیارد آورده‏اند یا لوازم آرایش برایشان توزیع شده است به گونه‏ای که زنان با لاک ناخن در اردوگاه دیده می‏شوند! حتی یک پلان و در دوردست، ماشینی دیده می‏شود که رویش چادر کشیده بودند اما معلوم بود صاحب آن در این اردوگاه حضور دارد، اردوگاهی که مردمانش برق و آب درست و حسابی ندارند! مشخص است که اردوگاه جایی میان کردستان عراق است چون تانکر آب‏رسان، پلاک عراق داشت. همین نشان می‏دهد که آنانی که اجازه دادند داعش به منطقه این آوارگان برسد، آنانی که به زعم این افراد در کوه‏های اطراف نظاره‏گر بودند، اجازه مبارزه این‌ها با داعش را نمی‏دهند، مگر تحت امر همان کردهای ناظر! هم چنان که در پایان فیلم می‏بینیم دختر ایزدی، که از رزم فقط لباس آن را دارد، با پوشیدن آن به راه می‏افتد تا به میدان رزم برود.

هدف فیلمساز از ساختن این فیلم خیلی روشن نیست. چون از هر نظر، نشانه‏هایی در فیلم می‏بینیم. آیا در جهت تأمین نگاه حامی فیلمسازی‏اش که در تیتراژ آخر آمده، یعنی «اداره سینمایی سلیمانیه اقلیم کردستان عراق» است یا در جهت بیان دردهای مردم آواره و مصیبت‏دیده؟ اما انتظار این است که اگر همانند آنچه در صحنه‏های آرشیوی از حمله داعش به مردم این منطقه نشان داده شد که فیلمبردار داعشی در میان ماشین‏های حمل سلاح در حال شلیک و زیر آتش، دوربین به دست در حال دویدن و تصویربرداری است، اقدام نمی‏کنیم، دست کم راوی صادقی برای سینمای مستند باشیم. بیان رویداد با اطلاعات درست و بدون حذف جهت دار، کمترین چیزی است که در هر اثر مستند باید باشد