نمایش «نینجای ایرانی» تصویر زن مسلمان ایرانی را تغییر داد
کد مطلب : 7825

روایت مرتضی رزاق‌کریمی از حضور در جشنواره «فلاهرتیانا» روسیه
نمایش «نینجای ایرانی» تصویر زن مسلمان ایرانی را تغییر داد

تاریخ انتشار: سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۲۷
سینمای ایران با شش نماینده در چهاردهمین دوره جشنواره بین المللی فلاهرتیانا حضور داشت. جشنواره ای که با حضور مستندسازانی از سراسر دنیا در روسیه برگزار می شود و فرصت مناسبی برای رقابت میان بهترین فیلم های مستند را فراهم می کند.
Share/Save/Bookmark
سینمای ایران با شش نماینده در چهاردهمین دوره جشنواره بین المللی فلاهرتیانا حضور داشت. جشنواره ای که با حضور مستندسازانی از سراسر دنیا در روسیه برگزار می شود و فرصت مناسبی برای رقابت میان بهترین فیلم های مستند را فراهم می کند.
از شش مستند ایرانی حاضر در این جشنواره، دو مستند در بخش مسابقه و چهار مستند در بخش ویژه مرور جشنواره سینماحقیقت نمایش داده شد.
مرتضی رزاق کریمی قائم مقام و معاون فرهنگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی یکی از حاضران در این جشنواره بود. گفت و گوی ما با او پیرامون استقبال از مستندهای ایرانی در این جشنواره و راهکارهای حضور جدی تر در عرصه بین المللی شکل گرفت.
از ویژگی جشنواره فلاهرتیانا روسیه بگویید...
جشنواره فلاهرتیانا در واقع ادای دینی به رابرت فلاهرتی از پایه گذاران سینمای مستند و خالق نانوک شمالی است. امسال در این جشنواره، مستندسازان صد و سی‌اُمین سالروز تولد این مستندساز را جشن گرفتند. همچنین بخش هایی از فیلم‌های به نمایش درآمده و به نمایش درنیامده از این هنرمند در جشنواره فلاهرتیانا برای حاضران پخش شد. 

حضور مستندسازان ایرانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی (که متولی امر سینمای مستند ایران است) در این جشنواره تا چه اندازه اهمیت دارد؟
این جشنواره به تدریج جایگاه خودش را میان جشنواره‌های معتبر دنیا پیدا کرده است. ما امسال شاهد حضور فیلمسازان و داوران معتبر و همچنین سینماگران بنام مستند از اروپا و آمریکا در این جشنواره بودیم و فیلم‌های قابل تاملی در این جشنواره به نمایش درآمد. امسال علاوه بر اینکه ما دو فیلم «نینجای ایرانی» مرجان ریاحی و «مشدی اسماعیل» مهدی زمان‌پور کیاسری را در بخش مسابقه داشتیم، بخش ویژه‌ای هم برای سینماحقیقت و فیلم‌های ایرانی در نظر گرفته شده بود و چهار فیلم به انتخاب پاول پچنکین دبیر جشنواره در این بخش به نمایش درآمد.
من به عنوان نماینده مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در جلسات نمایش این فیلم‌ها حضور داشتم. جلسات نقد هم بعد از نمایش فیلم‌ها برگزار می‌شد که خیلی هم مفید بود. بحث‌های مطرح شده هم در مورد ساختار فیلم‌ها صورت می‌گرفت و هم به موضوعات اثر اشاره می‌کرد. ضمناً ما شاهد بحث‌هایی خارج از موضوع فیلم هم بودیم. برای مثال بعد از نمایش فیلم آقای فهیم، فضای مطبوعات در ایران و نقش سانسور در دوره پهلوی مورد نقد و بررسی قرار گرفت. همینطور بعد از نمایش فیلم خانم ریاحی در خصوص زنان مسلمان در ایران و آزادی آن‌ها مباحثی مطرح شد که بسیار مفید و قابل استفاده بود.


استقبال حاضران در جشنواره از نمایش فیلم‌های ایرانی چطور بود؟
در بخش مسابقه تقریباً سالن نمایش برای همه فیلم‌ها پُر بود و اغلب استقبال خوبی صورت می‌گرفت. حتی در بخش ویژه مرور جشنواره سینماحقیقت هم شاهد استقبال مخاطبان از مستندهای ایرانی بودیم. زمان نمایش مستند «خاطراتی برای تمام فصول» خیلی از حاضران ایستاده فیلم را تماشا کردند و زمان شروع جلسه پرسش و پاسخ هم جایی برای نشستن نبود. خیلی‌ها به من گفتند چرا این فیلم را در بخش مسابقه نگذاشتید! من هم گفتم این انتخاب دبیر جشنواره بوده است. به طور کلی می‌توان گفت مخاطبان حضور کیفی داشتند و فیلم‌ها را تا پایان دنبال می‌کردند و با علاقه در جلسه نقد و بررسی شرکت می کردند.
 
واکنش مستندسازان به عکس فیلم «راننده و روباه» روی پوستر جشنواره چه بود؟ فکر می‌کنید چرا از عکس آقای فلاورجانی روی پوستر جشنواره فلاهرتیانا استفاده شد؟
فیلم آقای لاهوتی علاوه بر اینکه در جشنواره‌های مختلف مطرح شده و جوایز متعددی گرفته است، با مخاطب هم ارتباط برقرار کرده و تقریبا همه علاقه‌مندان سینمای مستند این فیلم را دوست دارند. شاید علت اصلی این علاقه شخصیت اصلی فیلم (محمود کیانی فلاورجانی) و ارتباط عاطفی وی با حیوانات است. عکسی هم که در پوستر جشنواره استفاده شده نشانه‌ای از این ارتباط عمیق عاطفی است. در ضمن موضوع مطرح شده در این فیلم، موضوع روز جامعه اروپا است و این جشنواره هم به نوعی در این حوزه برگزار می‌شود. برای ما باعث افتخار بود که سر در سینما‌های جشنواره و در تمام استندهای تبلیغاتی جشنواره در شهر پرم، عکس فیلم «راننده و روباه» دیده می‌شد. 

حاضران در جشنواره فلاهرتیانا شخصیت آقای فلاورجانی را می‌شناختند؟
بله! تقریبا همه فیلم «راننده و روباه» را دیده بودند و خوشحال بودند که از عکس او روی پوستر جشنواره استفاده شده است. انتخاب این عکس برای پوستر جشنواره در نوع خودش انتخاب جسورانه‌ای بود. 

سطح دیگر فیلم‌های به نمایش درآمده در جشنواره فلاهرتیانا چگونه بود؟
خیلی بالا بود. من نمونه‌ای از این فیلم‌ها را آوردم تا اگر امکانش فراهم شد بتوانیم آن‌ها را نمایش دهیم. بعضی از فیلم‌ها واقعا در بالا‌ترین سطح استانداردهای بین المللی قرار داشت و همین مساله رقابت مستندسازان را سخت کرده بود. 

کشورهای حاضر در این جشنواره برای عرضه فیلم مستند راهکارهایی داشتند؟ آیا آنها هم به حضور در جشنواره‌ها اکتفا می‌کنند؟
خیلی از مستندسازان روی جشنواره‌های مختلف تمرکز دارند. مثلا بعضی از فیلم‌ها به بخش مسابقه نرسید اما در جشنواره فلاهرتیانا نمایش داده شد. فیلم‌هایی که در این جشنواره مورد توجه واقع شدند، فرصت نمایش در جشنواره‌های مهم و بزرگ را پیدا کردند و از این طریق به جشنواره‌های دیگر و شبکه‌های تلویزیونی راه پیدا می کنند. خود جشنواره فلاهرتیانا نیز بعد از پایان برگزاری فیلم‌های منتخب این دوره را در بعضی از شهرهای کشور روسیه نمایش می‌دهد. ما هم با برخی پخش‌کننده‌ها مذاکره داشتیم و آن‌ها هم به سینمای مستند ایران علاقه نشان دادند. 

حالا که صحبت از پخش و عرضه سینمای مستند در جهان شد، اجازه بدهید سراغ این مساله در ایران هم برویم. فکر نمی‌کنید وقتش رسیده باشد که محصولات سینمای مستند را به صورت منسجم‌تر و با برنامه به دنیا عرضه کنیم؟ سینمای مستند ما تا به اینجا نشان داده از پتانسیل گستردگی پخش در دنیا برخوردارست 
ما باید به سمت تولید مشترک برویم. یکی از روش‌های دیده شدن مستندهای ایرانی همین است. نباید منتظر شویم فیلمی تمام شود و بعد از آن برای حضور در جشنواره‌های بین المللی چاره اندیشی کنیم. باید عرضه مستند را از ایده و فکر شروع کنیم و شیوه‌های ارائه ایده و فکر را با توجه به استانداردهای بین المللی یاد بگیریم. این مساله باید به مستندسازان و تهیه کنندگان سینمای مستند آموزش داده شود. روش‌های فروش فکر و ایده به ما این امکان را می‌دهد که از زمان پیش تولید و تولید، وارد بازار جهانی شویم. این مهم‌ترین اتفاقی است که هنوز در ایران نیفتاده است. تاکنون مستندسازانی توانسته‌اند فیلم‌هایشان را در مرحله پیش تولید به عرصه‌های بین المللی عرضه کنند اما این اتفاق به صورت تلاش فرد افتاده است؛ در صورتی که آموزش این شیوه باید به صورت همگانی باشد.
خوشبختانه ما امسال در جشنواره سینماحقیقت کارگاهی برای نحوه فروش فیلم و عرضه ایده و فکر در رویدادهای بین المللی و رسمی برگزار می‌کنیم. این سرآغاز راه است اما نباید تنها به این کارگاه اکتفا کنیم و سرمایه گذاری کلانی باید صورت گیرد. همه انرژی فیلمسازان ما صرف ساخت فیلم می‌شود در صورتی که بخشی از این انرژی باید صرف آموزش برای تعامل در عرصه‌های بین المللی شود و اگر چنین اتفاقی نیفتد، نمی‌توانیم به صورت جدی وارد بازارهای جهانی شویم. درخشش یک فیلم و یا یک مستندساز در عرصه بین المللی کافی نیست. مستندسازان باید صبر داشته باشند و برای ساخت فیلم عجله نکنند.

شناخت سیاست‌های جشنواره‌های دنیا چه اندازه به حضور فیلمسازان و نتیجه گرفتن آن‌ها کمک می‌کند؟
تا حدودی این شناخت اتفاق افتاده است. از آنجایی که ارتباطات بین المللی سهل و آسان شده، هر شخصی می‌تواند فضای جشنواره را از طریق دنیای مجازی به خوبی بشناسد و معمولا فیلمسازان ایرانی خودشان برای حضور در جشنواره‌های بین المللی اقدام می‌کنند. 

برای حضور در عرصه جهانی، استانداردسازی فیلم‌ها از نظر ساختار و موضوع تا چه اندازه اهمیت دارد؟
این از‌‌ همان بحث‌های پیچیده و مهم است. نمی‌دانم چرا در زمینه استانداردسازی از سوی برخی مستندسازان مستندسازان مقاومت می‌شود! در مرکز گسترش وقتی درباره روش ارائه طرح با آن‌ها بحث می‌کنیم، فکر می‌کنند می‌خواهیم مانع ایجاد کنیم. اگر می‌گوییم چیزی که ارائه کردید «طرح» نیست ناراحت می‌شوند و بعضی وقت ها حتی واکنش رسانه‌ای نشان می‌دهند. ما نمی‌خواهیم سخت گیری بیهوده کنیم، فقط می‌گوییم هر متن و نوشته‌ای طرح نیست. استانداردسازی اگر از ایده و طرح شروع شود، بحث بازارهای جهانی و عرضه هم حل می‌شود. بعضی از دوستان برای جلب حمایت بنیادهای بین المللی ماه‌ها وقت می‌گذارند و بارها نه تنها متن‌شان را می‌نویسند، بلکه عکس و اطلاعات هم تهیه می‌کنند؛ اما وقتی به مرکز گسترش می‌آیند با بازنگری طرح‌شان مخالف هستند. اگر این استانداردسازی رعایت شود، منابع مالی هم تغییر می‌کند و فقط مرکز حامی مالی مستند‌ها نیست و خیلی از ارگان‌ها هم به میدان می‌آیند.
حضور در جشنواره‌ها و عرضه بین المللی سینمای مستند تا چه اندازه برای مرکز گسترش اهمیت دارد؟ به نظر می‌رسد در دوره جدید، حمایت از عرضه سینمای مستند بیشتر از دوره قبل است.
این مساله به هدف ما از حضور در جشنواره‌ها بستگی دارد. اگر هدف ما این است که با یک فیلم به خارج از ایران برویم و در یکی دو جلسه، یک مستند ایرانی را نمایش دهیم، من همچنان نظر مدیران قبلی که اعتقاد داشتند حضور در عرصه بین المللی اهمیت زیادی ندارد را تایید می‌کنم؛ اما اگر این حضور هدفمند و مستمر باشد و تولیدات ما به سمت استانداردسازی پیش رود، هم سینمای مستند ایران ارتقاء پیدا می‌کند و هم به لحاظ اقتصادی سودمند می شود. ضمن اینکه این مساله از نظر فرهنگی هم توجیهات بیشتر دارد. ما از میزان مخاطبان بالقوه سینمای مستند ایران در سطح جهان خبر نداریم اما اگر به تولید مشترک برسیم، مخاطبان ما بالفعل می‌شوند. ما در این یک سال بخش کوچکی از این راه را رفتیم. در ‌‌نهایت رویکرد ما این است که به صورت جدی وارد بازارهای جهانی بشویم. از همین رو قرار است در جشنواره سینماحقیقت با مهمان‌های معتبر خارجی تعامل برقرار کنیم و به نوعی تبادل فرهنگی صورت گیرد. 

بعضی‌ها معتقدند جشنواره‌های خارجی تنها به نمایندگانی از سینمای ایران توجه دارند که از کشور ایران چهره مطلوبی نشان نمی‌دهند و به نوعی سیاه نمایی می‌کنند. شما با این نظر موافق هستید؟
من نمی‌توانم بگویم به طور قطعی تاکنون این اتفاق افتاده یا این اتفاق اصلا رخ نداده است. فقط این را می‌گویم اگر فیلمی ایرانی سیاه نمایی کرده باشد، فیلم‌هایی هم در عرصه جهانی حضور داشتند که برای سینمای ایران حیثیت آورده‌اند. مثلا فیلم «نینجای ایرانی» در جشنواره فلاهرتیانا بازتاب‌های فراوانی داشت. فیلمی که به مردم دنیا نشان می‌دهد برخلاف آنچه از زنان مسلمان ایرانی به نمایش درآمده، آنها می‌توانند در جامعه فعال باشند و این مساله زاویه دید را نسبت به زنان ایرانی تغییر می‌دهد. این فیلم نه تنها تاثیر سیاه نمایی نداشت بلکه بحث‌های جدی به راه انداخت. یکی از مسلمانان حاضر در سالن پیشنهاد داد این فیلم در مسجد جامع شهر پرم روسیه به نمایش درآید. این فیلم موج مثبتی را ایجاد کرد. من فکر می‌کنم ما باید عینک بدبینی را برداریم. فیلم‌های ایرانی حاضر در جشنواره‌های جهانی لزوماً سیاه نمایی نمی‌کنند و اتفاقا فضای ایران را در ذهن مخاطبان تغییر می‌دهند. ما باید به فیلمسازان‌مان اعتماد کنیم. فیلم‌هایی هستند که در عرصه بین المللی اعتبار و حیثیت و حتی امنیت بین المللی می‌آورند. مدیران فرهنگی، سینماگران و مسئولان باید ظرفیت‌های‌شان را بالا ببرند.
در کنار همه این‌ها، همچنان تعریف درستی از سیاه نمایی ارائه نشده و خیلی‌ها به این مساله سلیقه‌ای نگاه می‌کنند.
فکر می‌کنم به جای اینکه واژه‌ها را چوب و چماق برای کوبیدن به سر یکدیگر تبدیل کنیم، این موضوع را در جلسات هم اندیشی به شور بگذاریم. افرادی که در این زمینه حساسیت دارند در کنار هم بنشینند و مصادیق را مطرح کنند. شاید حاصل این بحث‌ها کار حرفه‌ای و مفیدی برای سینمای ایران باشد.
نگاه حذفی به نفع مملکت ما نیست. ما باید از تمام نیرو‌هایمان استفاده کنیم و در کنار هم باشیم. نگاه حذفی نه تنها در سینما، بلکه در هیچ جای دیگر به نفع مملکت نیست.