نقد محسن بیگ آقا بر مستند «A157»
کد مطلب : 9625

نقد محسن بیگ آقا بر مستند «A157»

تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۴۱
Share/Save/Bookmark
تلخ و سیاه، به رنگ زهر...
مستند «A157» ساخته  بهروز نورانی پور

حدود چهار سال است كه سوریه درگیر جنگی ویرانگر و به معنای واقعی كلمه خانمان برانداز شده است. روزی نیست كه خبر تلخی از سوریه به گوش نرسد. گفته می‌شود جنگ در برخی نواحی به حدی برای مردم عادی پیچیده شده كه اگرشهروندی مورداصابت گلوله قرار گیرد، مشخص نیست شلیك‌كننده از كدام گروه بوده است.

اما قربانیان اصلی در این میان، كودكان و نوجوانان هستند. ماه قبل تصویری از یك كودك خردسال سوری در شبكه‌های مجازی دست به دست شد و متن‌های ادبی و اشعار زیادی در وصف‌اش سروده شد. فیلم A۱۵۷ نیز درمورد سه دختر نوجوان است كه بهروز نورانی‌پور به‌عنوان کارگردان، حدود شش ماه (از دسامبر ۲۰۱۴ تا مه ۲۰۱۵) از زندگی آ‌ن‌ها را در یك اردوگاه سازمان ملل با هفده‌هزار سکنه تعقیب می‌كند. سه دختر، روکین شاهین پانزده ساله، هیلین شاهین یازده ساله(دو خواهر) و سولاف عافو سیزده ساله (دختر همسایه) هستند، همگی كرد و از اهالی دیرك سوریه.

A۱۵۷ شماره چادری است که شخصیت‌ها در آن اسکان داده شده‌اند. فیلم با نمایی از عروسكی در آب گل‌آلود، هنگام باران و غرش رعد شروع می‌شود كه دختری به آن خیره شده است. این تصویر نمادی از شخصیت‌هایی هستند كه با آن‌ها مواجه خواهیم شد؛ سه دختر عروسك‌واری كه مثل گل‌های پرپرشده، آینده خود را نه فقط به دلیل موردتجاوز قرارگرفتن، بلكه به دلیل بچه‌ای كه هریك در دل دارند، تباه شده می‌بینند. پزشكی كه از آنها بازدید می‌كند، می‌گوید كه دختر كوچك‌تر در معرض خطر مرگ قرار دارد و دو دختر دیگر نیز نباید به سقط جنین فكر كنند. پایان وحشتناك فیلم البته همه این فرضیه‌ها را دگرگون می‌كند و فیلم با تعقیب شخصیت‌هایش یكی از تلخ‌ترین پایان‌های سینمایی را رقم می‌زند.

در دنیای تلخ و تیره شخصیت‌ها كه مثل كودكان مدام به مادر خود می‌اندیشند و ناگهان از نوجوانی به میان‌سالی پرتاب شده اند، هیچ روزنه امیدی دیده نمی شود. دختر بزرگتر مدام با این سوال مواجه است كه چرا مادرش قرص‌های مرگ را به او نداد تا با زنده ماندن خود تا این حد زجر نكشد. به جای بازی و تفریح، جنگ آنان را به چادری سرمازده كشانده تا منتظر به‌دنیا آمدن فرزندانی باشند كه یك پسرجوان داعشی در دل‌شان كاشته؛ پسر جوان سیاه‌پوشی که دفترچه احكامی را نشان‌شان داده كه براساس آن مالك همه اسرا ، شناخته شده است. این هم یکی از سوال‌های بزرگ شخصیت‌های فیلم است.

كارگردان كه با تلاش فراوان و در شرایطی سخت توانسته زندگی شخصیت‌هایش را تعقیب كند، در میان تاریكی‌ها، از روزنه‌های نور زندگی غافل نبوده. فصلی از فیلم به بازی پسربچه‌ها و علاقه‌شان به لیونل مسی می‌پردازد. فیلمبردار در نماهایی كه از دختران گرفته شده، تا سرحد ممكن به جلوه‌های زیبایی در آن‌ها پرداخته است. چشمان زیبای دختران به هنگام صحبت، خود حرف‌های ناگفته را به‌زبان می‌آورند. منظره‌های اطراف هم هرقدر كه زیبا باشند، جزبی سرپناهی و آوارگی در فضایی بدون دیواروسقف، نمی توانند زیبایی به ارمغان آورند و دنیا را كمی خوش‌تر از چادرهای پناهندگان جلوه بدهند. مثل نماهای درآغوش هم خوابیدن خواهران فیلم، كه در هروضعیتی می‌توانست نشانی از همبستگی، تعلق و مهر باشد، جز این وضعیت در چادر سرمازده ی بی‌پناه، که در آن فقط برای گرم کردن، یکدیگر را در آغوش می‌کشند!.

فیلم A۱۵۷ حرفه‌ای فیلمبرداری شده، كارگردان تاحد ممكن از لبریزشدن احساسات در آن گریخته و توانسته دخترانی را به حرف آورد، كه سكوت بزرگ‌ترین پناهگاه‌شان بوده است. گاه در پرسیدن جزئیات فیلمساز تاحدی پیش می‌رود، كه گویی قصد شرم‌زده كردن تماشاگر را دارد. تدوین فیلم نیز علاوه بر شكل دادن به نماهای متعددی كه طی شش ماه فیلمبرداری به‌دستش رسیده، روان و نامحسوس است. در تدوین، گاه قطع نماها نمادین شده است؛ مثل نمای كبوتری تنها كه درست پس از حرف‌های دختران درمورد تنهایی و بی پناهی‌اش، آمده است. نمای اول فیلم پس از تیتراژ نیز که از بالا فیلمبرداری شده و بازی کودکانه دخترها با سنگ‌ریزه‌ها را نشان می‌دهد، نشانه‌ای از بازی تقدیر و سرنوشت آن‌هاست که مثل سنگ‌ها وقتی بالا می‌روند، معلوم نیست با چه وضعیتی پایین بیایند. یا در جایی دیگر، نمایی از پرندگان در حال پرواز در مه و هوای ابرآلود ، قطع می‌شود به سیم خاردار. در این میان معلوم است که باران زیبایی ندارد و تنها اسباب سیل و خیس کردن چادرهاست؛ و رعدوبرق البته هراس‌آور.

حسن ختام این نوشته، اشاره به نمایی در فیلم است که زیبایی‌شناسی خاصی دارد: جایی‌که خواهر بزرگ‌تر در چادر پشت سر خواهر کوچک‌تر نشسته و درحالی‌که موهای او را می‌بافد، آوازی درباره مادرشان می‌خواند و هردو ناگهان می‌زنند زیر گریه.

بهروز نورانی‌پور در مستند A۱۵۷ ، نگاهی انسانی به مسائل اطرافش دارد؛ نگاهی که این روزها به‌دلیل بازی‌های سیاسی دولت‌ها بس کمرنگ شده است.