زاون قوکاسیان بزرگداشت هنر سینما را به خوبی درک کرد
کد مطلب : 12787

زاون قوکاسیان بزرگداشت هنر سینما را به خوبی درک کرد

تاریخ انتشار: شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۱
محمد تهامی نژاد معتقد است: بزرگداشتی از هنـر سینما، همان نکته ظریف تر از مو بود که زاون قوکاسیان آن را در تمام دوران زندگی اش، به خـوبی درک کرد.
Share/Save/Bookmark
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی "سینماتجربی"، روزنامه اصفهان زیبا نوشت: در سومین سالگرد درگذشت زاون بیش از آنکه تهیه متنی برای بزرگداشت درگذشته ای قابل اهمیت باشد؛ این نکته قابل توجه است که آن مطلب روشنگر حال و آینده باشد؛ آن هم با اتکا بر واقعیت وجودی کسی که از جنس نگاهِ همیشه بیدار بود. یکی از بهترین گزینه ها برای گپ و گفت درباره این مهم نیز محمد تهامی نژاد است. او رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی کارگردانان مستند، پژوهشگر و مستندساز بوده و در دوره های مختلف کاری با زاون قوکاسیان همکاری داشته است. او با روی خوش و حوصله به پرسش های مکتوب ما درباره زاون پاسخ می دهد.

از چه سالی با زاون آشنا شدید و در این مسیر تا زمان مرگ ایشان چه موارد همکاری باهم داشتید ؟


اولین بار در سینمای آزاد، او را دیدم. بعد از انتشار کتاب «چشمه» هم با دیدگاه‌هایش درباره هنر سینما و نو آوری هایش بیشتر آشنا شدم و در سال ۱۳۵۶ که برای داوری اولین جشنواره دانشجویان کشور به اصفهان آمدم، بیش از قبل دوست شدیم. این شد که به دفتر سینمای آزاد در پل شیری رفتم و فیلم کوتاه «عروس کهنه» را آنجا دیدم. می دانید فکر می‌کنم زاون همانطور که خود را به محله جلفا محدود نکرد، در زمینه سینما نیز از اصفهان پا فراتر نهاد. سال ۱۳۶۴ با کتاب مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار مسعود کیمیایی دوباره به صحنه ادبیات سینمایی بازگشت و اواخر دهه ۱۳۷۰ به عنوان مدیر گروه سینما در دانشگاه سوره اصفهان کسانی از جمله من، محمد رضا اصلانی و جمشید ارجمند را برای تدریس به اصفهان کشاند. دکتر نیلی که سال ۸۲ استعفا داد به احترام زاون قوکاسیان از دانشکده عذرخواستم . سال تحصیلی ۸۲_ ۸۳ تدریسم متوقف شد، تا اینکه یک روز مدیر گروه سینما زنگ زد که « بچه ها شما را می خواهند». روز ۲۹ تیرماه ۱۳۸۳ نمرات امتحانی را به اصفهان فرستادم و دیگر به آنجا نرفتم .سال بعد ( ۱۳۸۴) موسسه آموزش عالی سوره اصفهان کلا تعطیل شد و به جایش موسسه آموزش عالی سپهر سر بر آورد. رشته سینما حذف شد و موسسه برای نقاشی، گرافیک و معماری دانشجو پذیرفت. «سپهر» در خانه ای با یک در آهنی کوچک، کمرکش کوچه ای باریک در خیابان حکیم مستقر شد که به میدان نقش جهان (امام) و مسجد جامع راه داشت و در دل بافت قدیمی شهر جای گرفته بود. موسسه، سه سال بعد یعنی از ۱۳۸۷ دانشجوی سینما پذیرفت. مسئولیت گروه سینما را به زاون سپردم و دوباره راهی اصفهان شدم.

در ویژه نامه دومین جشنواره فیلم کوتاه اصفهان در سال ۱۳۸۴ که به دبیری زاون شکل گرفته و مدیریت می شد یک پرونده به نام شما و درباره ابراهیم گلستان چاپ شده بود، چگونگی شکل گیری این پرونده و نحوه کار زاون در این طور موارد چگونه بود؟


سال۱۳۷۱ مجموعه مقالاتی در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی را توسط نشر آگاه و سال ۱۳۷۵ کتاب عباس کیارستمی را در نشر دیدار منتشر کرد که در آنها مقاله هایی داشتم. وقتی نشریه نامه فرهنگ و هنر را با حمایت دکتر خسرو نشان منتشر می کرد از من هم تقاضای مقاله ای کرد و برای اولین بار گفت که حق التحریر هم داده خواهد شد. در شماره بهار ۸۳ در باره سینمای تجربی و نصیب نصیبی نوشتم . برای شماره بعد که در بهار سال ۱۳۸۴ منتشر شد، خودش و خانمی از اداره فرهنگ و هنر اصفهان زنگ زدند. گفتم پژوهشی درباره گلستان دارم که جایی منتشر نشده اگر مناسب هست برایتان بفرستم. فکر نمی کردم با توجه به توهینی که گلستان در کتاب نوشتن با دوربین به او کرده بود بپذیرد؛ ولی هیچوقت اشاره ای نکرد. البته زاون همیشه در باره آدم های ناسپاس حواسش جمع بود و در باره رفتار فردی که مقاله مفصلی در باره اش نوشته بود، چند بار به من شکایت برد.

شما طی بیش از چهاردهه مستقیما عرصه سینمای مستند ایران در تهران و شهرستان‌ها را مشاهده و در آثار چاپ شده مکتوبتان روایت کرده‌اید ، نقش اصفهان و زاون را در فیلم و سینمای مستند ایران، چه می دانید ؟

اصفهان یکی از قطب های صنعت و فرهنگ‌های تصویری در ایران است. دردهه های پنجاه وشصت، ذوب آهن اصفـهـان و فولاد مبـارکـه واحـدهای مستند سازی داشتند و انبوهی فیلم مستند و گزارشی در اصفهان تهیه شده است. جذابیت های معماری و شهرسازی و زاینده رود ، سینما گران دنیا را به سوی خودش می خواند. طیاب، معماری ها را به تصویر در آورد، احمد فاروقی قاجار، شاهکارش طلوع جدی را در اصفهان ساخت. در موج جدید سینما در دهه چهل و پنجاه، چند جوان ( از جمله محمد حقیقت وغلامرضا مهیمن) سینمای آزاد اصفهان را پایه گذاری کردند که مدیریتش را زاون قوکاسیان داشت که مشهورتر از همه آنها بود.در ۲۰ مهرماه ۱۳۵۶ به مدت چهار روز نخستین جشن فرهنگ مردم در اصفهان با شرکت ۴۹ تن از پژوهشگران ایران و ۴۱ پژوهشگر از کشورهای آمریکا، انگستان ، فرانسه ، هلند و ژاپن برگزار شد. در این جشن که ۸۵ سخنران در قالب یازده کمیته فرهنگی در آن حضور داشتند با همکاری سازمان های پژوهشی کشور به ویژه مرکز مردم شناسی در وزارت فرهنگ وهنر (سابق) به معرفی و ارائه جنبه های گوناگون فرهنگ ایرانی و فولکلور قومیت های ایرانی مانند موسیقی، رقص تئاتر، تعزیه و صنایع دستی در قالب نمایشگاه یا سخنرانی وگزارش پرداخت. در جریان« جشن فرهنگ مردم» ، «سمینار مردم شناسی و نمایش فیلم های فرهنگ عامه» در اصفهان برگزار شد، ژان روش نیز به ایران دعوت شده بود و نخستین کارگاه فیلم سازی انسان شناسی را در اصفهان برپا کرد. فرهاد ورهرام که در آن زمان کارمند مرکز پژوهش های دهقانی و روستایی ایران بود در اصفهان حضور داشت. ژان روش فیلم اصفهان را ساخت. در دی‌ماه همان سال اولین جشنواره دانشجویان ایران در دانشگاه اصفهان برگزار شد که به همراه زاون داور جشنواره بودم. در فضای پر شور دانشگاه اصفهان، جایزه اول ( چهل هزار ریال) جشنواره به فیلم «نه هنوز است تمام» ساخته غلام رضا مهیمن تقدیم شد. بعد از انقلاب، شهر کاملا سیاسی اصفهان می خـواست دوباره خودش را در سینما تعـریف کند و به سراغ زاون رفت و او در شرایط خاص، نقش میانجی اجتماعی یافت و اصفهان با برگزاری جشنواره ها و سمینارها دوباره به مرکز نمایش و گفت‌وگوی پیرامون فیلم کوتاه و سینمای مستند ایران تبدیل شد. زاون سال ۱۳۷۵ کانون فیلم حوزه هنری را راه اندازی کرد و با همکاری فرزان معظم در تالار حوزه هنری، سخنرانی هایی برپا شد و آن را به کل مملکت پیوند زد. به نویسندگان اصفهانی روی آورد یا نویسندگانی به او روی آوردند. برگزاری بخش فیلم در جوار همایش انسان شناسی هنر در سال ۱۳۹۰ را هم برعهده گرفت. در واقع مثل اینکه او ناظر بر فضای هنری اصفهان باشد. فیلم «زاون جان» بهروز ملبوس باف اصفهانی، این حس را خیلی خوب به نمایش در آورده است.

بعد از درگذشت زاون و در سه سال اخیر چه ارزیابی از جریان فیلم مستند و مستندسازی در اصفهان دارید ؟

ایفای نقش میانجی اجتماعی، قابلیتی جبلی و ذاتی هم هست که فضا را برای ورود نیروهای تازه و مستـعد آماده می کـند. زاون توانست، با کسب جایگاهی در انتشار کتاب سینمایی وقرار گرفتن در رأس سینمای آزاد شهر اصفهان و حضور موثر در نمایش فیلم و رقابت های جشنواره ای، این احساس رقابت را در شهروندان به‌وجود بیاورد. نیروها و نهاد محلی برای توسعه فضای گفت‌وگو، نمایش و نقد پا پیش گذاشتند و ثبت و وارسی واقعیت های اجتماعی، صنعتی و فرهنگی به صورت یک نیاز مدرن وشهری رشد کرد و حرفه ای برای معیشت شد. سینمای مستند اصفهان و توابع ( در فولاد مبارکه، تلویزیون ، با کمک شهرداری و در بخش خصوصی) در سال های اخیر تا کاخ های جشنواره های جهانی پیش رفته است. امیدوارم این دستاوردهای هنری، اقتصاد سینمای مستند اصفهان را نیز متحول ساخته ، معیشت مستند سازان را هم تامین کرده باشد.

درباره وجهه شخصیتی مدیریت فرهنگی زاون برای مدیران فرهنگی هنری که معمولا هرچندسال یک بار وضع شده و ملزم به انجام کار فرهنگی هستند و طبعا از سوابق بی اطلاع، چه سخنی دارید ؟

من اتفاقا بیشتر بر میانجی اجتماعی و مدیریت فرهنگی تاکید دارم. از آغاز دهه هفتاد، آقای قوکاسیان مسیحی، اعتماد بسیاری از مردمان فرهنگی و مدیران مسلمان رابه خود جلب کرد تا بتوانند با کمک او به عنوان یک میانجی اجتماعی، نیروهای موجود در اصفهان را در جهت توسعه فضای فرهنگی به کار بگیرند. وجود این نقش موثر و کاریزماتیک اجتماعی برای کامل شدن بسیاری از چرخه های فرهنگی، ضروری است. برای مثال فیلم های اجتماعی نیازبه میانجی‌هایی برای نمایش و تحلیل دارند و افراد و نهاد هایی این امکان را فراهم می سازند که چرخه های ناقص تولید تا نمایش و تحلیل و تولید کامل شود. ایفای چنین نقش هایی دانش و قابلیت‌های خاص نیاز دارد و آن دوست مرحوم در این راه بسیـار مـمارست به‌خرج داد، بسیار زحمت کشیـد. گاهی با رفتن یک مسئول اداره او را هم کنار گذاشتند و تحویلش نگرفتند. ولی کم لطفی زیاد دوام نمی آورد و دوباره نیازمندش می‌شدند. به عنوان یکی از سه عضو شورای سردبیری در مقدمه نامه فرهنگ و هنر (زمستان ۸۲ بهار ۸۳)نوشت «این ویژه نامه در حقیقت بزرگداشتی از هنر سینـماست». می توانم بگویم که بزرگداشتی از هنـر سینما، همان نکته ظریف تر از مو بود که زاون آن را در تمام دوران زندگی اش، به خـوبی درک کرد .