کد مطلب : 4334

انقلاب نمی‌شد وارد سینما نمی‌شدم

تاریخ انتشار: شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۲
Share/Save/Bookmark
به گزارش «سینما تجربی» به نقل از سوره سینما، جواد اردکانی که بعد از پیروزی انقلاب، در شهر مشهد وارد حوزه تئاتر شد؛ پس از کسب تجربه در هنرهای صحنه‌ای و نمایشی، از سال ۶۴ با ساخت فیلم ۱۶ میلیمتری «قربانی» وارد سینمای تجربی می شود. مضمون این اثر راجع به ماشینیزم است. فیلم کوتاه بعدی او به نام «ریحانه» درمورد شخصیت دختر یک جانباز است. سال ۷۸ پس از ساخت چند اثر دیگر، با سریال «کسب و کار آقای کفایت» رسما وارد حوزه سینما و تلویزیون می شود. او که تحصیلاتش در زمینه الهیات و حقوق بوده، از نظر خودش اگر انقلاب نمی شد و فضای قبل از انقلاب در هنر و سینما و ... همچنان ادامه داشت، هرگز به سینما ورود پیدا نمی‌کرد. در این گفتگو به بهانه اکران فیلم «شور شیرین» به چند و چون کار و مسائل سینمای جنگ پرداخته‌ایم.

اولین اتفاق که موجب ورود شما به سینما شد، چه بود؟
جواد اردکانی: تعدادی از همنسلان من بر اساس نیاز و شرایط کشور انتخاب می شوند. البته علاقه شخصی هم دخیل بود ولی وقتی احساس می کردند که دیگر باید به خاطر کشور وارد عرصه ای بشوند، اقدام می کردند. من هم به گمان خودم ورود یافتنم به این عرصه برای تامین بخشی از نیاز فرهنگی کشور بوده است. و الا شاید اگر روزی به نقطه ای برسم که صرفا براساس علاقه شخصی کاری را انتخاب کنم، آنجا دیگر سینما را ادامه نخواهم داد.

در فیلم «به کبودی یاس» که راجع به شهید برونسی است با آقای اصغری به عنوان تهیه‌کننده همکاری کردید، این همکاری پیشینه دیگری دارد؟
با «به کبودی یاس» با هم همکاری را آغاز کردیم. در به کبودی یاس من واقعا قصد و دورخیز قبلی برای ورود به سینمای جنگ آنهم از این نوعش را نداشتم. ما با تعدادی از کارگردانان در جلسه ای خدمت آقا بودیم. در آن جلسه حضرت آقا، نام شهید برونسی را آوردند و دعوت کردند از جمع که به این شخصیتها توجه کنند. بعد از آن جلسه در همان حیات بیت، جناب آقا یصفارهرندی که وزیر وقت ارشاد بودند به من گفتند بیا در این موضوع کار کن. من هم استقبال کردم و جرقه این نوع سینما آنجا بود که زده شد. و الا من قصد ورود به سینمای جنگ را به دلایل مختلفی نداشتم.

مثل اینکه پروژه شهید شوشتری هم در دست ساخت است؟
بله من خیلی علاقمند بودم و یک سالی هم صرف پژوهش و مطالعه فیلمنامه راجع به این شهید بزرگوار کردم. اما ظرف سه ماه گذشته به دلایلی مناز آن کار انصراف دادم و دوست دیگری آن کار را خواهد ساخت.

در «شور شیرین» بازیگران چطور انتخاب شدند؟ بازی گرفتن از یک گروه کم تجربه در سینما چه خاطراتی را برایتان ساخته است؟
برای من در چنین پروژه هایی که شخصیتهای اثر ما به ازای واقعی دارند خیلی مهم است که بازیگران هم به لحاظ فیزیکی شباهت و نزدیکی به ظاهر افراد اصلی داشته باشند و هم به لحاظ اخلاقی و باوری از شخصیت قابل قبولی برخوردار باشند و بی‌اعتقاد نباشند به مسیری که مثلا کاوه می‌رفت.این فاکتورها را من خیلی ملاک می دانم. بازیگران هم کلا تجربه کار تئاتر داشتند و آمدند یک کار سینمایی را تجربه کنند. البته من در کارهای قبلی که سه فیلم در ژانر کودک بودند و در کار با کودک، آدم با نابازیگر به معنای واقعی سروکار دارد؛ من تجربه¬ این نوع کار کردن را داشتم پس نه در «به کبودی یاس» و نه در «شور شیرین»، مشکلی از این بابت نداشتیم.

یعنی همه این بچه‌ها را از همان مشهد برداشتید و همگی یک گروه بودند؟
نه. جستجوی بزرگی را توسط آقای بکاییان انجام دادیم. خیلی بازیگران را دیدیم. نه فقط مشهد بلکه شهرستان‌های استان خراسان. چون برای من لهجه و شناخت شرایط فرهنگی ـ بومی منطقه در انتخاب بازیگر مهم بود. شاید بالغ بر چهارصد نفر را دیدم و تست زدیم و نهایتا به این انتخاب‌ها رسیدیم.

کار چطور شکل گرفت؟ منظورم سازمان‌های حمایت‌کننده از فیلم است. چه کسانی پشت کار ایستادند؟
بنیاد سینمایی فارابی تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار اصلی فیلم است که بدون حضور بنیاد اصلا «شور شیرین» ساخته نمی‌شد. در کنار آن، ما از حمایت استانداری خراسان و همینطور حمایت مالی مختصری که شهرداری تهران نسبت به اثر داشت، هم بهره بردیم. علاوه بر آن در بحث لوجستیک و امکانات نظامی که بدون یاری سپاه پاسداران هم در مرکز و هم سپاه کرمانشاه ساخت فیلم امکان پذیر نبود. و این به تبع نظر مثبت فرماندهی کل سپاه بود. در «به کبودی یاس» هم حمایت سپاه تاثیرگذار بود. در مجموع این چهار ارگان، حمایت کردند تا شورشیرین ساخته شد.

امکانات لوجستیک که فرمودید تنها شامل چند جیپ جنگی و ادوات نظامی است یا امکانات دیگر را هم شامل می شود؟
خوب البته ما یک هلی کوپتر نیاز داشتیم که از آن نوع به خصوصش را سپاه نداشت. در به کبودی یاس هلی کوپتر مورد نیازمان را از سپاه گرفتیم. اما این نوع را باید از ارتش می گرفتیم که همکاری نشد. و سرانجام هم از آن گذشتیم

سر و سامان دادن این گروه در کرمانشاه چگونه بود؟
ما در چهار پنج شهر اطراف کرمانشاه در عرض ۴ ماه مشغول فیلمبرداری بودیم از مهر تا دی ماه ۱۳۸۹. هر شب هم به کرمانشاه برمی گشتیم برای استراحت و دوباره فردا عازم محلهای مختلف می شدیم. تیم هم علی رغم سختی های مختلف همدلی خوبی داشت. حداقل مسافتی که در جاده طی می کردیم ۴۵ دقیقه بود. بعضی از صحنه ها تا یک ساعت و نیم هم این مسافت به طول می انجامید. گاهی هم به دلایل آب و هوایی، امکان فیلمبرداری نبود و دو سه روز کار می خوابید.

چرا مراحل بعدی و نهایی ساخت فیلم این قدر طولانی شد؟ امکانش مهیا بود که همزمان با فتح خرمشهر یعنی سه هفته قبل اکران عمومی فیلم شروع شود.
مونتاژ این کار و مراحل فنی زمان زیادی برد. غیر از آن باید نگه میداشتیم برای جشنواره فجر سال ۹۰ و بعدا فیلم را اکران می کردیم. به هرحال خردادماه تایم بسیار بدی هست برای اکران و شرایط الان سینما هم شرایط اورژانسی و بحرانی است که در اکران فیلمها خودش را نشان داده است. شرایط زمانی که شما بدرستی به آن اشاره می کنید به لحاظ مناسبتی خال از لطف نبود اما شرای عمومی اکران در آن تایم مناسب نیست.

من یک سری عکس هم از فیلم دیده بودم که در فیلم نبود.
ببینید ما یک نسخه سریالی از این کار داریم که نسخه سینمایی شامل صحنه هایی از آن نمی شود. آن سکانسهایی هم که شما بهش اشاره می کنید جزو صحنه هایی هست که در سریال شور شیرین دیده خواهد شد.

این مجموعه در کدام شبکه تولید شده؟
ما همان فیلنامه‌ای که برای سینما نوشته بودیم را با گسترش در پنج قسمت تدوین کردیم سریال در شبکه یک ساخته شده و قرار است در هفته دفاع مقدس امسال روی آنتن برود.

پژوهش شهید کاوه چه مراحلی داشت. می‌دانم که علاوه بر اسناد کتبی، به منابع و اسناد شفاهی هم مراجعه کردید.
بله مجموعه اطلاعات قابل دسترس در مورد شهید کاوه را جمع آوری کردیم. خصوصا اطلاعات بسیار زیاد و مفصل محفوظ در کنگره سرداران شهید خراسان مهم بود که شامل مصاحبه های معدودی راجع به شهیدکاوه می‌شد. در اختیار ما گذاشتند. غیر از آن مجموعه‌های مستند تلویزیونی همگی را ما مورد مطالعه قرار دادیم. علاوه بر این با بعضی از نزدیکان و مرزمان شهید کاوه مرتبط شدیم و اطلاعات تکمیلی از ایشان گرفتیم.
فیلمنامه «شور شیرین» را یک تیم سه نفره نوشتند خود من، آقای ایافت و آقای شاهمرادی زاده. مجید ایافت از نزدیک ترین همرزمان شهید کاوه بودند در شخصیت شناسی کاوه و شرایط کردستان اطلاع دقیق داشتند. آقای شاهمرادی زاده هم که علاوه بر آنکه چند سال تجربه جنگ در کردستان را دارند، از هم محلی‌های شهید کاوه بودند که شرایط فرهنگی و بستر رشد و خانواده کاوه را اشراف داشتند. این دو از منابع اطلاعاتی درجه یک بودند و وجودشان به کار تحقیق فیلمنامه سرعت و دقت داد.

پاسخ فیلم سینمایی «شور شیرین» به خواست مخاطب امروز در مواجهه با مسائل سینمایی که دیگر رنگ و بوی صنعت گرفته است، چیست؟
ببینید ما یک مشکل بزرگ در سینما داریم؛ که در مدیریت کلان سینما موفق نشدیم بین نیاز مخاطب و خواست مخاطب یک تفکیک قائل بشیم. الان سینمای ما دارد از خواست مخاطب پیروی می کند. آنهم نه مخاطب به معنای مخاطب بالقوه ی سینما که شامل همه مردم می شود بلکه مخاطب بالفعل سینما که محدود است به جامعه اندک سه چهاردرصدی که ذائقه معلومی دارند. من تصورم این است که فیلمهایی مثل شورشیرین که به جای اینکه به خواست مخاطب توجه کنند به نیاز مخاطب توجه می کنند؛ توی این وضعیت فعلی سینما با مشکل اکران در سینماها روبه رو خواهند شد. ما با این مشکل روبه رو هستیم تا همه مراحل دیگر. اگر روزی روزگاری مدیریت سینمای کشور موفق شود ذائقه های مختلف را به سینما برگرداند و مخاطبهایی که طی سالهای دهه اول پیروزی انقلاب تا نیمه های دوم، مخاطبان سینما بودند را آشتی دهد با سینمای امروز، مخصوصا از قشر مذهبی و قشر فرهیخته که آنها را ما از دست دادیم، آنوقت فیلمها با تنوع و ذائقه های بیشتری امکان دیده شدن دارند. و اگر این مسیر فعلی ادامه پیدا بکند و ما دائما با ریزش ذائقه ها از بدنه سینما روبه رو باشیم، فیلمهایی با رویکرد دینی، ارزشی و حتی روشنفکری با مشکل در اکران مواجه خواهند شد.

بحث مخاطب را چطور تبیین می‌کنید؟ این مخاطب بالقوه بالاخره خودش باید بخواهد بنشیند پای پنجره سینما.
این نگاه که ما فقط به قشر سینما رو لقب مخاطب سینما بدهیم نگاهی است که مال سه دهه یا حتی پنج دهه قبل است. الان توی دنیا کلی فیلم سینمایی ساخته می شود که اینها اصلا بر پرده سینما نمی روند و در شبکه خانگی و مخاطب اینچنینی خودش با اقبال روبه رو می شود. درامدزایی اش را هم دارد. در کشور ما هم همینطور است. مخاطب سینما طیف‌های وسیعتری را شامل شده است. لذا اگر مخاطب را درست تعریف کنیم دچار مشکل نمی شویم. این که به هر حال فیلم باید حداکثر جاذبه لازم را داشته باشد یک حرف درست و انکارناپذیر است اما اینکه ما به خاطر جذابیت در شرایط امروز ما نیازها را در نظر نگیریم آفتی است که سینما را تهدید می‌کند.

اگر حرفی درددلی یا سوال که به ذهن من نرسیده و لازم می‌دانید بیان شود بفرمایید.
ما در سینمایمان فیلم‌های شخصیت محور و سرگذشت نامه‌ای کم داریم. از آن کمتر فیلم‌هایی است که راجع به شخصیت‌های دفاع مقدس باشد. مثل هر حرکت دیگری بایستی برای به بلوغ رسیدن به این جریان فرصت داد. امیدوارم این جریان ادامه پیدا کند و مردم و مسئولین حمایت کنند. تا ما بتوانیم گنجینه‌ای را در این مسیر فراهم بیاوریم.