حسن نقاشی: با تحقیق ۲۰۰ صفحه‌ای نمی‌شود فیلم ساخت
کد مطلب : 7828

برنده تندیس بهترین پژوهش مستند از جشن خانه سینما
حسن نقاشی: با تحقیق ۲۰۰ صفحه‌ای نمی‌شود فیلم ساخت

تاریخ انتشار: چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۵۱
Share/Save/Bookmark
الهام نداف: تحقیق‌‌ همان چیزی است که خیلی‌ها اساس ساخت مستند می‌دانند.‌‌ همان چیزی که خیلی‌های دیگر هم به آن بها نمی‌دهند یا آنقدر بها می‌دهند که به قول حسن نقاشی می‌شود رساله‌ای ۲۰۰ صفحه‌ای. خلاصه اینکه معضل کج فهمی در خصوص پژوهش در سینمای مستند همچنان حل نشده است و کمتر فیلمسازی را می‌توان پیدا کرد که در مورد موضوع فیلمش تسلط کامل داشته باشد و ابتدای و انتهای اثرش را ترسیم کند.
حسن نقاشی اما یکی از کسانی است که ظرف تحقیق هر اثر را به خوبی می‌شناسد و با موضوع تا جایی مدارا می‌کند و جلو می‌رود که به سوال‌های و دغدغه‌هایش پاسخ دهد. شاهد مثال این تعریف‌ها هم مستند «شاه جهان» است که اخیرا توانست تندیس بهترین تحقیق و پژوهش جشن خانه سینما را از آن خود کند. گفت‌و‌گوی ما با او شاید بتواند به کسانی که علاقه‌مند به مستندسازی هستند، کمک کند.
***
تقسیم بندی آثار مستند به گونه‌ها و موضوعات مختلف در نحوه پژوهش کردن مستندساز تاثیر دارد؟ مثلا «شاه جهان» مستندی تاریخی است یا پرتره؟
گاهی بخش بندی‌هایی در سینمای مستند صورت می‌گیرد که به نظر من اشتباه است. یک فیلم همزمان می‌تواند مستند اجتماعی، تاریخی و پرتره باشد. مانعی وجود ندارد که تنها یکی از این عناوین را به خود بگیرد. شاخه بندی‌های سینمای مستند محدود نیست. اگر ما بخواهیم مستند پرتره بسازیم باید بتوانیم از دید تاریخی و سیاسی نیز موضوع را بررسی کنیم. نمی‌توانیم چشممان را روی قسمت‌های دیگر ببندیم چون فیلممان دچار اشکال و ضعف می‌شود. باید ببینیم یک اثر قابلیت بحث در کدام یک از حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و یا پرتره را دارد. من وقتی مستند «شاه جهان» را می‌ساختم به این فکر کردم درباره شاه جهان فیلم می‌سازم و چه بخواهم یا نخواهم در فیلم به این شخصیت پرداخته می‌شود. هر چند هدف اصلی فیلم من تاریخ مشروطه و تاسیس بانک در ایران است اما اگر نتوانم به شخصیت اول فیلم بپردازم، نمی‌توانم به اهدافم برسم. من باید حتما به شخصیت نفر اول فیلم نگاه کنم. فیلم مستند فرار است و می‌شود آن را از زوایا و ابعاد مختلف بررسی کرد. همینطور وقتی جشنواره موضوعی در حوزه فیلم مستند برگزار می‌شود و حضور فیلم‌ها باید بر مبنای موضوعات مطرح شده ارائه شود می‌بینید که آن جشنواره رونق چندانی ندارد. دیگر موضوعات بیرون می‌ماند و خیلی از سوژه‌های خوب از آن جشنواره حذف می‌شود. باید بتوانیم به نوعی تحقیق کنیم که از هر منظری چه تاریخی، چه اجتماعی، چه سیاسی و... به فیلم نگاه کنیم و بتوانیم درباره ابعاد مختلف آن حرف بزنیم. 

با توجه به توضیحات شما تصور کنید قرار است مستندی بسازیم که همه این‌ها را در بر بگیرد. برای پژوهش چنین مستندی قدم اولی که مستندساز باید بردارد، چیست؟
همیشه برای شروع تحقیق و پژوهش باید پرسشی مطرح شود که مستندساز دنبال جواب آن باشد. برای به دست آوردن آن جواب شما می‌توانید تحقیق و جمع بندی کنید. اما در این سال‌ها در حوزه تحقیق اشتباهی صورت گرفته که نمی‌دانم عمدی است یا سهوی. فیلمسازی می‌خواهد مستندی بسازد و اولین قدمی که برمی دارد این است که سراغ منابع مکتوب و کتابخانه‌ای می‌رود. او رساله‌ای تنظیم می‌کند در ۲۰۰ صفحه و آن را منتشر می‌کند و فکر می‌کند بر اساس آن رساله می‌تواند فیلم بسازد. این کار واقعا درست نیست ما باید از ابتدا نوع پژوهش را در سینما مستند تعریف کنیم که قرار است چه کمکی کند. پژوهش باید من فیلمساز را نسبت به موضوع فیلمم آگاه کند. اگر قرار است درباره یک شخصیت فیلم بسازم پژوهش می‌تواند شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران را برای من شرح دهد. قرار نیست از همه پژوهشی که انجام دادم در فیلم استفاده کنم. پژوهش صرفا حوزه مطالعاتی کارگردان را غنی می‌کند. کارگردان همیشه درصدد است بر ساختار فنی فیلم تسلط پیدا کند. پژوهش اما می‌تواند بر ساختار محتوایی فیلم کمک کند اما به اشتباه می‌بینیم صفحاتی که با نام پژوهش کپی شده تبدیل به فیلم می‌شود. اگر اینطور باشد همه نویسندگان کتب و رساله می‌توانند ادعا کنند پژوهش کرده‌اند و آثارشان را هم به فیلم مستند تبدیل کنند. 


این پژوهش تا کجا می‌تواند جلو برود؟ شما تا جایی که احساس نیاز کردید می‌توانید تحقیق را ادامه دهید یا اینکه هر آنچه حتی از نظر شما مورد نیاز نیست هم باید در حوزه تحقیقات قرار بگیرد؟
پژوهش حتما می‌تواند میزانی داشته باشد. خیلی از مواقع همکارانمان می‌گویند قرارداد برای فیلم ۳۰ دقیقه‌ای بسته‌ایم اما ماحصل کار ۷۰ دقیقه شده است. در این مواقع قطعا فیلمساز در مرحله تحقیق به مواردی رسیده که فکر کی کند می‌تواند همه آن‌ها را در فیلم عنوان کند. پژوهش باید برای فیلمساز کارکرد اقتصادی داشته باشد. مخاطب به دنبال پاسخ پرسشی است که برایش مطرح شده و قرار نیست همه چیز را بداند. حالا هر چه من فیلمساز به حاشیه بروم، به خاطر پژوهش اشتباه است. آنچه فیلم نیاز دارد و ظرف دراماتیکی که برای آن در نظر گرفته‌ام در پژوهش باید مورد توجه قرار بگیرد. 

منظورتان این است که باید به جزییات یک موضوع بپردازیم و کلیات را فراموش کنیم، اتفاقی که خیلی وقت‌ها در عرصه مستند نمی‌افتد.
می‌دانید چرا به این مساله بها نمی‌دهیم؟ چون به صورت کلی حرف می‌زنیم و فکر می‌کنیم. مثلا می‌خواهیم درباره تاریخ مشروطه در ایران فیلم بسازیم. خوب معلوم است چنین فیلمی ۵۰۰ دقیقه‌ای می‌شود. کارگردان از قرون مختلف همه تاریخ را بررسی می‌کند. و به اطلاعاتی می‌رسد که در یک فیلم یک ساعته نمی‌گنجد. نمونه‌های موفق سینمای مستند در رسانه‌های دنیا جزییات یک واقعه را برای روایت در نظر می‌گیرند. مثلا اگر قرار باشد درباره جنگ جهانی دوم فیلمی بسازند آن را به صورت کلی بررسی نمی‌کنند بلکه دقیق‌تر و جزیی‌تر مثلا به عکس العمل مردم یک روستا در فلان کشور در مورد جنگ جهانی می‌پردازد. با این کار فیلمساز خودش را به موضوعی جزیی محدود می‌کند و پژوهش را در خدمت فیلم قرار می‌دهد.
توجه به جزییات و دخیل کردن تجربه فیلمساز تلفیقی از تحقیق به شیوه اکادمیک و تجربی است. یعنی آنجا که نیاز به پرسش و ریز کردن اطلاعات است از علم کمک گرفته شود اما مستند نیازی به اجرای اصول روش تحقیق به صورت کلی ندارد.
دقیقا. پژوهش یک شیوه اکادمیک دارد که بر اساس آن موظف هستیم برخی موارد را انجام دهیم. دوستان گاهی تمام دستور العمل‌های اجرایی روش تحقیق را به خوبی رعایت می‌کنند. چیزی که در سینمای ایران به صورت مستقل برای آن سهمی قائل نیست. مثلا عنوان بندی‌ها و ترکیب منابع و حتی صفحه آرایی به خوبی انجام شده است. فیلمساز برای فیلمش پژوهش می‌کند نه یک بنیاد پژوهشی. باید سراغ اطلاعاتی برود که فیلم را کامل کند. وقتی با منابع عظیم روبرو می‌شویم وسوسه استفاده از همه آن‌ها ایجاد می‌شود و قدرت تفکیک را از دست می‌دهیم. اما آیا استفاده از همه اطلاعات ضرورت دارد؟ اگر فیلمساز به این پرسش پاسخ دهد به گزینش کردن اطلاعات و عناصر دراماتیک موضوع می‌پردازد و بقیه موارد را کنار می‌گذارد. 

ممکن است مستندساز آنقدر جزیی نگر شود که اطلاعات کافی در مورد موضوع مورد نظر برای او وجود نداشته باشد؟
بله گاهی این اتفاق هم می‌افتد. اما منظور من از جزییات درآوردن اطلاعاتی است که مختص موضوع مورد بررسی است. مثلا در مورد قاجار فیلم‌های زیادی ساخته شده و بیشتر اطلاعات هم تکراری است. همه مجبوریم به عکس‌های محمدعلی شاه، ناصرالدین شاه و احمد شاه و فیلم‌های معروف آن دوره مراجعه کنیم. تقریبا همه تاریخ مشروطه و قاجار را با یک نوع روایت تعریف می‌کنند. من دوست نداشتم این اتفاق در مورد فیلم من بیافتد. به همین خاطر حوزه اطلاعاتی این دوران را در فیلم «شاه جهان» شهر یزد قرار دادم و آن را محدود کردم. در این فیلم خیلی از عناصر قجری وجود ندارد. پژوهش من به‌‌ همان لحظه و زمان مربوط است چون در مورد یک مساله حرف زدم. آشنایی زدایی عنصری است که تنها پژوهش به شما می‌دهد اما اینکه پژوهشگر چقدر دنبال موضوع بکر می‌گردد به خلاقیتش مربوط می‌شود. حالا آنچه در دوران مشروطه به صورت کلی اتفاق افتاده علم کارگردان را به موضوعی مورد بررسی‌اش، بالا می‌برد. اگر کارگردانی تاریخ مشروطه را نخوانده باشد نمی‌تواند دنبال پیدا کردن جزییات برود. 

پیدا کردن تصاویر و عکس‌های تازه و بکر هم می‌تواند بخشی از مرحله پژوهش باشد، در این مورد اگر مستندساز نتواند منابع تازه‌ای پیدا کند، باز باید سراغ تصاویر دست چندم برود؟
ما یک سری منابع کلی مانند عکس خانه‌ها و آلبوم‌ها و کتابخانه‌ها داریم که همه می‌توانند به آن‌ها مراجعه کنند. من به شما قول می‌دهم هر کس پژوهش کرده و به آن علاقه‌مند باشد می‌تواند به حرف من شهادت دهد در همه شهرهای ایران آنقدر منابع اطلاعاتی وجود دارد که اگر کسی بخواهد دنبال آن‌ها برود به راحتی می‌تواند این کار را انجام دهد. من از کار خودم مثال می‌زنم. مستند «دبستان پارسی» که قرار است در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تهیه شود، در مورد تاریخ مدرسه و دبستان است. چون حیطه کاری من شهر یزد است در تحقیقاتم به خانواده‌هایی رسیدم که حالا نواده چندم آن‌ها محصل است. در آلبوم‌های خانوادگی این افراد عکس‌هایی پیدا کردم که برای اولین بار در این مستند مخاطب با آن روبرو می‌شود. حالا من دوران مشروطه روایت و تصاویر تازه‌ای پیدا کردم که می‌تواند دید تازه‌ای از آن دوران به مخاطب بدهد. تصویر تکراری در سینمای مستند مانند موسیقی تکراری آفت است. در مورد موسیقی اخیر مستند‌ها گرفتار این آفت شده‌اند و بسیاری از مستند‌ها با موسیقی‌های مشابه و تکراری ساخته و آماده نمایش می‌شوند. چون ساخت موسیقی برای مستند اتفاق نمی‌افتد. 

رسیدن به وضعیت اجتماعی و مردم‌شناسی و حال و هوای جامعه هر دورانی چطور ممکن است؟ این گونه مسائل را که نمی‌شود در عکس‌ها و کتاب‌ها پیدا کرد.
من معمولا برای رسیدن به حال و هوای یک دوره زمانی شخصیتی را از‌‌ همان دوران پیدا می‌کنم و اتفاقات و شرایط جامعه را پیرامون او بررسی می‌کند. این ماجرا کمک می‌کند تسلط بیشتری بر جامعه آن دوران پیدا کنم. در «دبستان پارسی» هم همین اتفاق افتاد. شخصیت مورد مطالعه معلمی است که اتفاقات همه بر اساس او و پیرامون او می‌افتد. همه این‌ها البته به کارگردان برمی گردد. او باید تبحر لازم را برای پرداختن به جزییات و تبدیل نشدن آن‌ها به گزارش داشته باشد. آثار مستند در حوزه اندیشه تعریف می‌شود و باید از گزارش فاصه بگیرد. ما اگر می‌خواهیم در مورد جزییات حرف بزنیم باید بتوانیم شخصیتی را از دل تاریخ بیرون بکشیم و به آن بپردازیم. 

کارگردان اگر پژوهش اثر را بر عهده بگیرد نتیجه بهتری دارد یا تیم جداگانه‌ای برای این کار انتخاب کند؟
من شخصا خودم پژوهش آثارم را بر عهده می‌گیرم اما تیم پژوهشی هم می‌تواند موفق عمل کند اگربا خلق و خوی کارگردان آشنا باشند. اصل پژوهش باید با فیلم سازگار باشد و گروه به این نتیجه برسد که پژوهش صورت گرفته برای ساخت فیلم مناسب است.