همه چیز تغییر کرده است
کد مطلب : 8908

میزگرد هالیوود ریپورتر با حضور شش مستندساز مطرح جهان/ بخش اول
همه چیز تغییر کرده است

تاریخ انتشار: يکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۱۲
میزگرد زیر که با حضور شش مستندساز مطرح جهان یعنی ارول موریس، مورگان نویل، تلر، جیمز توباک، الکس گیبنی و لوسی واکر در سال ۲۰۱۳ برگزار شد، اولین میزگرد هالیوود ریپورتر با حضور مستندسازان است که به‌طور خلاصه در این‌جا آمده است.
Share/Save/Bookmark
ارول موریس بیشتر به خاطر مستندها و شیوه‌های نوینی که در ساخت آن‌ها به کار گرفته است، شهرت دارد. از فیلم‌های مهم او می‌توان خط آبی باریک، غبار جنگ، دروازه‌های بهشت و شناخته ناشناخته را نام برد. موریس برای فیلم غبار جنگ موفق به دریافت اسکار بهترین مستند شد.

مورگان نویل متولد سال ۱۹۶۷ در لس‌آنجلس، تهیه‌کننده و کارگردان آمریکایی است که برای ساخت و تولید فیلم‌های مدرسه زیبا (۲۰۰۸)، آمریکای جانی کش (۲۰۰۸) و بیست قدم تا ستاره شدن (۲۰۱۳) شهرت دارد. نویل در سال ۲۰۱۴ موفق به دریافت جایزه اسکار برای مستند بیست قدم تا ستاره شدن شد. رِیموند جوزف تِلِر ملقب به تِلِر شعبده‌باز، بازیگر، کمدین، نویسنده و کارگردان آمریکایی است که اولین فیلم بلند مستند خود، فرمیر ِتیم، را در سال ۲۰۱۴ اکران کرده است.

جیمز توباک فیلمنامه‌نویس، کارگردان و فارغ‌التحصیل از دانشگاه هاروارد است که در ابتدا به‌عنوان روزنامه‌نگار کار خود را آغاز کرد. از فیلم‌های او می‌توان به انگشتان (۱۹۷۸)، عشق و پول (۱۹۸۲)، دو دختر و یک مرد (۱۹۹۸)، مرد هارواردی (۲۰۰۱)، تایسون (۲۰۰۸) و آخرین مستند او اغوا و رهاشده (۲۰۱۳) اشاره کرد. الکس گیبنی، مستندساز و تهیه‌کننده و به گفته مجله اسکواِر یکی از مهم‌ترین مستندسازان حال حاضر جهان است. از جمله کارهای او می‌توان به میا ماکزیما کولپا: سکوت در خانه خدا (برنده سه جایزه امی)، اِنرون، باهوش‌ترین مردها در اتاق (نامزد دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۵، مشتری شماره ۹: صعود و سقوط الیوت اسپیتز (۲۰۱۰)، تاکسی به سمت نیمه تاریک (برنده جایزه اسکار سال ۲۰۰۷) (۲۰۰۷) و درنهایت آخرین مستند او ما اسرار را می‌دزدیم: داستان ویکی لیکس (۲۰۱۳) اشاره کرد. لوسی واکر مستندساز انگلیسی است که دو نامزدی اسکار برای فیلم‌های مستند سرزمین هرز (۲۰۱۱)، و سونامی و شکوفه گیلاس (۲۰۱۲) را در کارنامه خود دارد. دیگر فیلم‌های او موفق به دریافت بیش از صد جایزه بین‌المللی از جشنواره‌هایی نظیر ساندنس، برلین، آیدا و غیره شده‌اند.

به میزگرد ما خوش آمدید. برای شروع می‌خواهم بپرسم که فیلم‌سازان داستانی از روی فیلمنامه فیلم خود را می‌سازند و به همین دلیل می‌دانند که دقیقاً چه مسیری را باید طی کنند. اما در مورد مستندها، بیشتر همه چیز غیرقابل پیش‌بینی است و این کار مستندسازها را سخت می‌کند. گاهی سال‌ها طول می‌کشد که یک پروژه مستند به سرانجام برسد. بگویید چطور درگیر یک موضوع می‌شوید و چقدر طول می‌کشد تا متوجه شوید که می‌توانید از آن فیلمی بسازید. ارول، از تو شروع کنیم، تو توانستی از دونالد رامسفلد، وزیر دفاع، فیلم بسازی. چطور توانستی او را راضی کنی؟

موریس: من نامه‌ای به او نوشتم. او من را به واشنگتن دعوت کرد. با او در دفتر کارش ملاقات کردم. چهار ساعت را با هم گذراندیم. و در آخر در کمال ناباوری من، و احتمالاً ناباوری خیلی‌های دیگر، قبول کرد با من صحبت کند.
تلر: چرا؟

موریس: احتمالاً از خودش باید بپرسی. مردم طوری این سوال را از من می‌پرسند انگار که من دسترسی خاص به ذهن او دارم. احتمالاً بنا به دلایل متعددی قبول کرد که با من صحبت کند.

تلر: آیا فیلم‌هایت را می‌شناخت؟

موریس: به من گفت که غبار جنگ را دیده است. من فکر نمی‌کردم که دیده باشد. فیلمی که درباره وزیر دفاع سابق، رابرت مک‌نامارا ساختم. کسی مثل خودش. و گفت که از فیلم متنفر بوده است.

تلر، فیلم تو درباره تیم جنیسون است که مدت ۱۰ سال را صرف کاوش در شیوه فرمییر در کشیدن نقاشی‌هایش کرده است. چه موقع درگیر این کار شدی و چطور به این نتیجه رسیدی که می‌توانی از این موضوع فیلم بسازی؟

تلر: من نمی‌دانستم چه نوع فیلمی می‌توانم از این موضوع بسازم؛ اما می‌دانستم که به‌هرحال نوعی از فیلم می‌شود از این سوژه ساخت. پن [ژیلت] در مهمانی شامی در لاس‌وگاس از پروژه تیم باخبر شد. شامی که منجر به این شد که تیم را دعوت کند و به او بگوید که می‌خواهد در مورد چیزی به غیر از نمایش‌ها با او صحبت کند. تیم در مورد پروژه‌اش توضیح داد و ما هم گفتیم این می‌تواند یک فیلم باشد (می‌خندد). من ابزار او را دیدم و فکر کردم که می‌شود از آن فیلم ساخت. تیم می‌خواست از این ابزار برای کشیدن نقاشی‌های فرمییر دقیقاً طبق همان شرایطی که نقاشی‌ها کار شده بودند، استفاده کند. من می‌دانستم که تیم یک مخترع است و معمولاً ایده‌هایش اشتباه از کار در نمی‌آید. و فکر کردم اگر آن‌چه فکر می‌کند درست باشد، تغییری بزرگ در تاریخ هنر خواهد بود. درنتیجه خیلی زود درگیر پروژه شدم. خیلی زود تدوین‌گر را استخدام کردیم. ۲۰۴ ساعت راش داشتیم و با تمام این‌ها هم‌چنان تا آخرین سال فیلم‌بردای نمی‌دانستم که فیلم قرار است به کدام سمت برود. آن هم به این دلیل که تیم داشت برای اولین بار این روش را تجربه می‌کرد. ممکن بود شکست بخورد. من جایی از او پرسیدم: «تیم، آیا قرار است موفق شوی؟» و همان‌طور که می‌دانید، در دقایق ابتدایی فیلم این را از او پرسیدم و او گفت: «البته، اگر موفق نشوم، فیلمی هم در کار نخواهد بود، درست است؟» من گفتم: «نه، حتماً فیلمی در کار خواهد بود.» و فکر می‌کنم این تهدید باعث شد که ادامه دهد (می‌خندد).

مورگان، تو مستندهای موزیکال زیادی ساختی. چرا در فیلم آخرت، بیست قدم تا ستاره شدن، تصمیم گرفتی روی هم‌خوان‌ها تمرکز کنی؟

نویل: تو درست گفتی که در ساخت فیلم داستانی از روی فیلمنامه فیلمت را می‌سازی و در مستند، ابتدا فیلم‌برداری می‌کنی و بعد بر اساس آن فیلمنامه‌ات را می‌نویسی. در فیلم ما دقیقاً به همین شکل بود.
تهیه‌کننده من گیل فریسن پیش من آمد و گفت: «هم‌خوان‌ها. به نظرم پرداختن به آن‌ها خیلی می‌تواند جالب باشد.» من سعی کردم در مورد آن‌ها اطلاعاتی پیدا کنم، اما نتوانستم، به این دلیل که هیچ‌چیز در مورد آن‌ها وجود نداشت. به همین دلیل خودمان دست به کار شدیم و به مدت سه ماه با ۵۰ هم‌خوان به گفت‌وگو نشستیم. خیلی سریع متوجه شدم که چه دنیا و هنرمندان باورنکردنی‌ای وجود دارد که تصور اشتباه من در مورد آن‌ها را کاملاً دگرگون کرد. تصمیم گرفتیم این کار را بکنیم و درباره این هنرمندان فیلمی بسازیم. بعد از آن همه چیز خیلی سریع پیش رفت و ساخت فیلم هم بیشتر از یک سال و نیم زمان نبرد. اتفاق وحشتناکی که افتاد، این بود که این فیلم بچه گیل بود و آن وقت گیل یک هفته قبل از اولین نمایش فیلم در ساندنس فوت کرد. او هیچ‌وقت به اکران فیلم نرسید، اما بیشتر از هر کس دیگری به فیلم اعتقاد داشت.

جیم، می‌دانم که تو و الک بالدوین به جشنواره فیلم کن رفتید که یک فیلم در آن‌جا بسازید. فکر می‌کردید چه چیزی پیدا خواهید کرد؟

توباک: ایده این بود که برویم آن‌جا و یک فیلم با همکاری هم بسازیم. حالا هر چه می‌خواهد باشد. فقط نمی‌دانستیم که چه قرار است بسازیم. گزینه‌های مختلفی وجود داشت، اما ما درنهایت روی چیزی متمرکز شدیم که خودمان به‌طور آزمایشی آن را آخرین تانگو در تیکریت نامیدیم. اما نتوانستیم پول لازم برای ساخت آن را به‌دست بیاوریم. من حداقل می‌خواستم بدانم که می‌شود فیلمی درباره جست‌وجو برای ساخت یک فیلم بسازیم یا نه. راستش من بیشتر ایده ساخت فیلم بدون فیلمنامه را دوست داشتم؛ فیلمی مستندگونه درباره لذت‌های فیلم ساختن و وحشت تلاش برای به‌دست آوردن هزینه ساخت آن. همان‌طور که اورسن ولز در نقل قولی درباره فیلم‌سازی می‌گوید: «به زندگی‌ام به‌عنوان فیلم‌ساز نگاه می‌کنم و می‌بینم که ۹۵ درصد آن صرف تلاش برای تامین سرمایه لازم ساخت فیلم شده است و پنج درصد صرف ساخت خود فیلم.»

والکر: ۹۸ درصد. در نقل قولش ۹۸ درصد است.

توباک: ۹۸ درصد است؟ خدای من. ما باید این را درست کنیم. از قضا برای این فیلم به‌راحتی توانستیم کمک مالی جذب کنیم. این فیلمی است درباره یافتن سرمایه برای ساخت فیلم؛ من سه مرد را پیدا کردم که آن‌قدر سریع سرمایه لازم برای ساخت فیلم را به من دادند که فکر کردم اشتباهی پیش آمده است.

لوسی، حلقه تصادف درباره رقابت میان دو ورزشکار اسنوبورد است. کوین پیرس کسی که تنها مدتی قبل از بازی‌های زمستانی اسنوبرد سال ۲۰۱۰ تصادفی کرد که نزدیک بود منجر به کشته شدنش شود و شان وایت. چه موقع درگیر موضوع شدی؟ چون فیلم از قبل از بازی‌های ۲۰۱۰ شروع می‌شود.

واکر: من تماشای ورزش‌های مخاطره‌آمیز را دوست دارم. چشم‌هایم از حدقه بیرون می‌زند وقتی می‌بینم این بچه‌ها چه کارهای خارق‌العاده‌ای انجام می‌دهند. از طرف دیگر دلم می‌خواهد قبل از این‌که این بچه‌ها آسیبی ببینند، دست و پایشان را ببندم که نتوانند از این کارها بکنند، چراکه شروط آن‌ها مسئله مرگ و زندگی است.

زمانی که با کوین ملاقات کردم، در اولین سفر خود پس از تصادف بود. اولین فکری که بعد از دیدن کوین به ذهنم رسید، این بود که خب یکی از امیدهای المپیک دچار سانحه شده است. مدتی طول کشید که پتانسیل داستانی بزرگ‌تر را در این اتفاق ببینم و این زمانی بود که کوین به هر قیمتی و با وجود این‌که دکترها به او هشدار داده بودند که اگر یک‌بار دیگر به سرش ضربه‌ای وارد شود، خواهد مرد، می‌خواست به رقابت‌ها برگردد. من با خودم فکر کردم: «خدای من، آیا امکان دارد که داستانی شبیه داستان راکی در این‌جا داشته باشیم؟ و آیا او تصادف خواهد کرد و خواهد مرد؟» یا قرار است او چیزی عمیق‌تر را کشف کند که ما هنوز پیش‌بینی نکرده‌ایم؟ هیچ ایده‌ای نداشتم که چه اتفاقی قرار است بیفتد و فیلم به کجا می‌رود، اما می‌دانستم هر چه هست، جالب خواهد بود.
* ادامه دارد ...
منبع: رای بن مستند