هافمن: به دلیل مشکل پخش، سینمای مستند ایران گمنام باقی مانده است
کد مطلب : 10880

هافمن: به دلیل مشکل پخش، سینمای مستند ایران گمنام باقی مانده است

تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۲۴
فلورین هافمن مهمان آلمانی دهمین جشنواره بین‌المللی سينماحقيقت معتقد است که به دلیل مشکل پخش و توزیع، فیلم‌های مستند ایرانی خیلی راحت در دسترس مردم دنیا قرار نمی‌گیرند و به همین دلیل سینمای مستند ایران گمنام باقی مانده است.
Share/Save/Bookmark
وی با فیلم مستند «آرلت شجاعت یک ماهیچه است» به ایران آمده تا ضمن شرکت در جشنواره سینماحقیقت، با سینمای مستند کشورمان آشنایی بیشتری پیدا کند.
هافمن کنجکاوانه در مورد مردمی حرف می‌زد که بارها درباره‌شان شنیده، اما فرصت پیدا نکرده بود از نزدیک با آن‌ها آشنا شود. البته او درمورد ایرانی‌های مقیم آلمان می‌گوید که در جشنواره‌ها حضور دارند و مستندهای خوبی هم می‌سازند. هافمن آلمانی که این روزها سینمای مستند در کشورش را رو به افول می‌داند، از نبود صرفه اقتصادی فیلم‌های مستند در آلمان گفت و وضعیت آن را متفاوت از ایران دانست.
تجربه حضور در ایران را نداشتم
هافمن با ابراز خوشحالی از سفر به ایران می‌گوید: من تجربه حضور در ایران را نداشتم، اما در مورد مردم ایران کنجکاو بودم، اما فعلا فرصت نکردم تا ایرانی‌های زیادی را ببینم. تجربه من درمورد فیلم‌های ایرانی مربوط به مستندهایی بود که در جشنواره‌های مختلف آلمان و اروپا می‌دیدم. اما بیشترین شناخت من مربوط به جامعه ایرانی‌هایی می‌شود که به‌خصوص در برلین حضور دارند و در جشنواره‌ها می‌بینم‌شان. قضاوت من هم برمبنای چند فیلمی است که از سینمای ایران دیدم، چراکه باعث شده با همین چند فیلم متوجه شوم تا چه اندازه در ایران فرهنگ غنی و تمدن نهفته است. به نظر من مهم‌ترین مشکلی که در سینمای ایران وجود دارد، نبود یک سیستم درست پخش فیلم‌های مستند است. اتفاقی که باعث می‌شود خیلی از کارگردان‌های ایرانی که اتفاقا خیلی خوب هم حوزه مستند را می‌شناسند، گمنام بمانند. درواقع به جرأت می‌توانم بگویم مستندهای ایرانی خیلی سخت پیدا می‌شوند و همین مسأله باعث شده سینمای مستند ناشناخته باقی بماند. به نظرم ایرانی‌ها باید روی این مسأله تمرکز ویژه‌ای داشته باشند، چون ممکن است در صورت حل‌نشدن این موضوع زحمات خیلی از کارگردان‌ها دیده نشود.
مستندهای رپرتاژی در آلمان بیشتر شده‌اند
در دنیا خیلی از کارشناسان حوزه سینما معتقدند که سینمای مستند، سینمای واقعی‌تری است و باید سلیقه مردم به سمت این سینما تغییر کند. اما هافمن می‌گوید در آلمان این نظریه به هیچ وجه وجود ندارد. سینمای مستند در آلمان دیگر خیلی طرفدار ندارد. درواقع سرمایه‌گذاری‌ها در این سینما هر روز کمتر و کمتر می‌شود، چون معتقدند در این نوع سینما بازگشت سرمایه وجود ندارد و سینمایی هم که نتواند درآمد داشته باشد، ممکن است از چرخه تولید انبوه خارج شود. این اتفاق درمورد مستندهای تلویزیونی هم تا حدودی رخ داده است. اکثر این مستندها در باکس‌های آخر شب تلویزیون جای دارند، چون مردم دیگر طرفدار آن‌ها نیستند. البته منظورم از این نوع مستندها، فیلم‌هایی است که ۹۰ دقیقه هستند و دوربین لحظه‌به‌لحظه برای ثبت واقعیت‌ها پیش می‌رود. در آلمان مستندها به سمت، مستندهای رپورتاژی رفته‌اند. مستند رپورتاژ، نه به معنای تبلیغ بلکه به این معناست که مستندها معمولا یک داستان دارند و به سمت ساختگی‌شدن پیش می‌روند. مثلا اگر قرار است قایق پناهنده‌ها نجات داده شود، این تصویرها بازسازی می‌شود و یک قایق واقعی نمایش داده نمی‌شود. ضمن این‌که در اکثر این رپورتاژها نریشن وجود دارد. این نوع مستندها ریسک کمتری داشته و هزینه کمتری برای آن‌ها می‌شود. به این علت که نباید منتظر ماند و وقت زیادی برای آن صرف کرد. همه چیز با بازسازی صحنه‌ها در چند روز ساخته می‌شود و همین دست فیلمساز را برای خلق صحنه‌ها باز می‌گذارد، البته موضوعات از واقعیت برگرفته‌شده و همین واقعیت‌بودن فیلم‌ها را زیرسوال نمی‌برد.
پناهندگان و روایت‌های متفاوت‌شان در آلمان
هافمن از موضوعات مختلفی نام می‌برد که این روزها توجه مستندسازها را به خود جلب کرده است. این روزها جشنواره‌های مستند مختلفی در برلین برگزار می‌شود، اما استقبال کمی از آن‌ها شده است. جشنواره‌ها در آلمان، در حال کم‌شدن هستند، اما موضوعات اجتماعی مثل فقر و شکاف‌های اقتصادی و مسایل مربوط به پناهنده‌ها و افرادی که در اقلیت هستند، مهم‌ترین موضوعاتی است که در جامعه امروز آلمان به آن‌ها پرداخته می‌شود. او با توجه به نقش آلمان در رابطه با پناهندگان سوری می‌گوید: این موضوع بسیار مورد توجه فیلمسازان کشور آلمان است. بعد از جنگی که در سوریه اتفاق افتاد و خیل پناهندگانی که به کشور ما آمدند، سوژه تازه‌ای شکل گرفت که می‌شد از زوایای مختلف به آن پرداخت. با این وجود، اما سینمای سنتی از سینمای مستند فاصله می‌گیرد و تماشاچی‌های آن کمتر به سمت این فیلم‌ها تمایل نشان می‌دهند. البته در یک پارادوکسی، جنبش مستند در اینترنت روزبه‌روز بیشتر می‌شود، چون دومین رسانه پرطرفدار در آلمان، اینترنت است و همین باعث شده مستند در دنیای مجازی طرفداران خودش را داشته باشد. دنیای مجازی اتفاقی است که می‌تواند تمام معادلات را برهم بزند و انقلابی جدید در هر حوزه ایجاد کند.
درباره فیلم هافمن
«آرلت شجاعت یک ماهیچه است» فیلم هافمن در جشنواره سینماحقیقت است. او در مورد داستان این فیلم می‌گوید: در ابتدا مستند دیگری را ساختم که در آن به اندازه یک نما شاهد حضور آلرت (شخصیت اصلی مستند جدیدم) بودیم. آن فیلم در جشنواره لوکارنو اکران شد و خانواده‌ای آمدند و به من گفتند تحت‌تاثیر شرایط آلرت قرار گرفته‌اند و می‌توانند هزینه درمان او را بدهند. همین بهانه‌ای شد تا برگردم به آفریقای‌جنوبی و داستان آلرت را تبدیل به یک فیلم کنم. این‌بار البته به‌عنوان فیلمساز مسئولیت کمک به یک شخصیت را برعهده داشتم و این تجربه تازه‌ای برای من بود. معمولا رابطه شخصیت فیلم‌ها بعد از ساخت با ما تمام می‌شود، اما این فیلم به من یاد داد مسئولیت بزرگ‌تری در قبال قهرمانان فیلم‌های‌مان داریم. رابطه میان من و آلرت امروز رابطه‌ای ماندگار شده است. تا به امروز خودم سنتی را برای این فیلم در نظر گرفته‌ام و هر جا که اکران می‌شود، از مخاطبانش عکس می‌گیرم و برای آلرت می‌فرستم تا بداند افراد زیادی هستند که به تماشای داستان او می‌نشینند. هافمن ادامه مي‌دهد: من واقعا قصد نداشتم از این سفر فیلم بسازم. زمانی که با این پیشنهاد مواجه شدم، تنها از آلرت خواستم به اروپا برای درمان بیاید. در فرآیند دوساله‌ای که آلرت مدارکش را آماده می‌کرد، مدام فکری ذهنم را قلقلک می‌داد که آلرت تجربیاتش از این سفر را چگونه بعد از بازگشت با جامعه بدوی که از آن برخاسته، به اشتراک خواهد گذاشت. این سوال در ذهن من شکل گرفت که آیا این امر تبدیل به یک غربت دوباره برای آلرت در جامعه‌اش نمی‌شود؟ این شد که به ایده‌ای رسیدم. دوربینی در اختیار آلرت گذاشتم تا از هر آنچه در این سفر می‌بیند، عکس بگیرد. در همین فرآیند او به من پیشنهاد داد که چرا از این سفر و تجربه، فیلم نمی‌سازی؟ درواقع ساخت این فیلم پیشنهاد خود آلرت بود. جالب است بدانید که نسخه طولانی‌تری از این فیلم را برای شخص آلرت تدوین کرده و به خودش داده‌ام. در فرآیند ساخت این فیلم به این نتیجه رسیدم که می‌توانم روایتی هم از نگاه آلرت به جامعه‌ام یعنی آلمان داشته باشم.
* گفتگو از: سارا شمیرانی