گزارش کامل سومین نشست صمیمی مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با مستند‏سازان
کد مطلب : 285

گزارش کامل سومین نشست صمیمی مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با مستند‏سازان

تاریخ انتشار: شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۳
سینما تجربی: سومین نشست صمیمی مدیر عامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با مستند سازان با حضور بابک بهداد، پژمان مظاهری پور، علی محمد قاسمی، بهروز فرجی، محمود رحمانی، سید جواد میرهاشمی و ... برگزار شد.
Share/Save/Bookmark
بنابرگزارش پایگاه تحلیلی- خبری «سینما تجربی» در این نشست که عصر دیروز (یکشنبه ۲۳ خرداد) با حضور «شفیع آقا محمدیان» مدیر عامل ، «حسین خورشیدی» معاون فرهنگی و «سعید الهی» مشاو رسانه ای مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار شد، مستندسازانی چون قاسم بخشی،روح الله مولوی، محمد جعفر باقری نیا ، مهدی اسدی، ابوالفضل توکلی، مرتضی جذاب، امیر زبان آور، امیررضا سالاری، مصطفی شیری و شهرام درخشان نیز حضور داشتند.

در این جلسه پس از خیر مقدم «سعید الهی» و توضیحات اولیه «شفیع آقا محمدیان» و «حسین خورشیدی»، «محمد جعفر باقری نیا» مستند ساز، طی سخنانی گفت: من فکر می کنم بلوغ فکری در مرکز گسترش شکل گرفته است و ما فیلمسازان بر مبنای اندیشه و اصول فکری خودمان باید قدم جلو گذاشته و در مورد سینمای مستند پیشنهاداتی ارائه دهیم. اولین مسئله ای که در این زمینه به ذهن من می رسد بحث تحقیق و پژوهش در مستند است. برای کارهای تحقیقی که زیر ساخت یک مستند است مرکز بودجه و حمایت های لازم را انجام نمی دهد.

کارگردان «بی خوابی» افزود: به نظر من مرکز گسترش باید در مورد عقد قرارداد برای پژوهش و تحقیق وارد عمل شود.

«امیر رضا سالاری» دیگر مستندساز حاضر در جمع در ادامه گفت: برای بهبود کیفیت یک فیلم ما نیاز به دوربین و سیستم های دیجیتال قوی داریم که متاسفانه بدلیل در دسترس نبودن این امکانات برخی ها اقدام به وارد نمودن دوربین های دیجیتال به صورت قاچاق می کنند. در این زمینه مرکز گسترش باید با تقویت امکانات فیلمسازی به ما کمک کند و یا با رایزنی با برخی از لابلاتوآرهای خوب امکان حمایت از ما فراهم شود.

او افزود: به علاوه اشخاصی در از مرکز گسترش برای فعالیت بودجه می گیرند که اصلا لایق این نیستند و بسیاری از فیلمسازان با استعداد و لایق بیکار می مانند. از طرفی بیشتر تولیدات مرکز جنبه تجاری داشته و حضور فیلم های فرهنگی کمرنگ شده است.

او گفت: در برخی از جشنواره ها مرکز به عنوان اسپانسر حضور یافته و قول حمایت از فیلم های برتر می دهد منتها پس از تمام شدن آن جشنواره دیگر خبری از حمایت نیست.

او تصریح کرد: در جشنواره سینما حقیقت مرکز حدود ۲۰ فیلم از تولیدات خود را به صورت رندوم در یک سی دی جا داده و با پخش آن به بدنه سینمای مستند و فیلمسازان مستقل که خارج از مرکز فیلم تولید کرده اند لطمه وارد کرد.

سالاری در آخر گفت: ما از مرکز خواستار نقش حمایتی برای فیلمسازان هستیم این حمایت به معنای تامین بودجه نیست بلکه من برای ساخت مستندی که بودجه آن را خود پرداخت میک نم نیازمند سر زدن به مکان های مختلف هستم و از مرکز می خواهم با ایجاد کارت یا گواهی برای فیلمسازان اجازه تصویربرداری از برخی مکان ها را برای ما فراهم کند.

«سید جواد میرهاشمی» نیز گفت: معاونت سينمايي خواستار مبارزه با فيلم هاي مبتذل و سخيف است، اما محلي براي عرضه و نمايش سينماي مستند كه سينماي فاخر محسوب مي شود وجود ندارد! قسم حضرت ابوالفضل را باور كنيم يا دم خروس را؟!

او افزود: هزينه تحقيق و پژوهش و هزينه عكاس در پروژه هاي مستند هم در مركز گسترش و هم در صدا و سيما از برآورد حذف مي شود! سينماي مستند مظلوم واقع شده است.

او همچنین درباره انتقال جشنواره سینما حقیقت از تهران به استان دیگر افزود: اگر قرار است جشنواره سینما حقيقت به يزد منتقل شود و مثل جشنواره فيلم كودك به كودك سر راهي تبدیل شود بهتر است اين اتفاق رخ ندهد. سینما فلسطين در تهران به پايگاه جشنواره سینما حقيقت تبدیل شده و همه به نوعي به ديدن فيلم ها در اين سینما شرطي شده اند. بهتر است به جاي انتقال جشنواره سینما حقيقت به يزد، سینما حقيقت را بصورت همزمان در تهران و چند استان و منطقه فرهنگي كه در دفترچه سياست هاي معاونت سينمايي پيش بيني شده برگزار كنيد تا به اين ترتيب مشكل رفت و آمد بچه هاي مستندساز شهرستاني به تهران حل شود.

او افزود: همواره تمام جشنواره های ما نیمه دوم سال برگزار شده و به این ترتیب فیلمساز جشنواره زده می شود. مرکز باید با ذخیره بودجه و برنامه ریزی بهتر برخی از جشنواره ها را به بهار و تابستان منتقل کند.



او هم چنین گفت: بودجه ای که مرکز گسترش برای ساخت یک مستند می دهد بسیار اندک است. ما برای ساخا یک مستند حداقل یک سال به تحقیق و پژوهش می پردازیم و در جریان ساخت آن مستند نیز تمام زندگی ما بر روی فیلم متمرکز می شود.

«مرتضی جذاب» نیز درادامه صحبت های او گفت: ايران كشوري است كه اقوام مختلف با فرهنگ هاي مختلف در كنار هم زندگي مي كنند. چه خوب مي شود اگر يزدي ها جشنواره اي بر اساس فرهنگ خود برگزار كنند. حتي از كارگردانها و فيلمسازان ساير استان ها دعوت كنند براي آنها فيلم بسازند.

او همچنین گفت: استان ها باید به دنبال رشد و شکوفایی و برگزاری یک جشنواره با توجه به امکانات و محدویت های خودشان باشند. اگر جشنواره سینما حقیقت به استان دیگری برود دیگر «سینما حقیقت» نخواهد بود.

او افزود: همچنین باید توجه داشت که امکانات شهرستان ها با تهران یکسان نیست. یک جشنواره می تواند سبب رونق و شکوفایی اقتصادی یک استان شود اما آن استان باید خود رشد کرده و اقدام به برپایی جشنواره نماید.

او در ادامه گفت: وجود نگاه آزاد در مرکز اتفاق خوبی است که مرکز باید پاسدار آن باشد. مرکز باید به تحقیق و پژوهش از جنبه مادی و معنوی بها دهد. تامین بودجه به تنهایی کافی نیست بلکه ایجاد حمایت برای مراجعه به سازمان ها و کتابخانه ها نیز مهم است.

او همچنین درباره شوراهای مستند گفت: معمولا شوراها به طور مخفیانه برگزار می شود و این مسئله بسیار سوال برانگیز است. چرا مرکز اجازه حضور فیلمساز در شورای تصمیم گیری را نمی دهد؟ در برخی از طرح ها تنها نمی توان به اطلاعات داخل فرم یا برگه بسنده کرد.

«علی محمد قاسمی» نیز در ادامه گفت: من تاکنون فیلم های زیادی ساخته ام و خود یا فیلم هایم در بیش از ۸۰ درصد جشنواره های دنیا شرکت داشته اند. یک فیلمساز اصلا نباید دغدغه جشنواره داشته باشد من به عنوان یک فیلمساز به این نتیجه رسیده ام که اگر من فیلم خوب تولید کنم، این فیلم در گذر زمان راه خود را پیدا کرده و در نهایت نمایش داده می شود.

او افزود: به جای بحث درباره جشنواره ها باید به چگونگی بهبود کیفیت فیلم هایمان بپردازیم. باید این سوال را بپرسیم که آیا مرکز گسترش دغدغه تولید فیلم خوب دارد؟ ما فیلمسازانی هستیم که از امکانات این مملکت استفاده کرده‏ایم، همه ما مسلمان هستیم و صدای اذان در گوش تک تک ماست. مرکز گسترش برای ما فیلمسازان چه برنامه ای اندیشیده است؟

او در ادامه درباره علت همکاری و علاقه مندی فیلمسازان برای کار با مراکزی چون مرکز گسترش و انجمن سینمای جوان افزود: همه ما خارج از مرکز نیز پیشنهاد کار داریم اما ترجیح می دهیم تهیه کننده ما مرکز گسترش باشد چرا که در این فضا به نوعی از امنیت و احترام برخوردار هستیم. خارج از اینجا فضا سالم نیست، اطمینان متقابل وجود ندارد و این اعتماد ما را به سوی مرکز می کشاند.

او همچنین گفت: به علاوه مرکز به ما اجازه می دهد که دغدغه های خود را در فیلم هایمان بروز داده و با عشق به کار بپردازیم. بدلیل این حس خوب و اطمینان، ما برا ی فیلم هایی که تهیه کننده آن مرکز است وقت و انرژی بیشتری می گذاریم.

او تصریح کرد: با تغییر مدیریت کمی دراحساس اطمینان ما شبهه ایجاد می شود و مدیر جدید باید در جهت برگرداندن فضای اطمینان کوشش کند و نباید فراموش کرد که ما فیلمسازان متعهد به این مملکت هستیم و عمده رشد ما پس از انقلاب اسلامی بوده است پس باید برای فرستادن یک فیلم به خارج از کشور به ما اطمینان داشت.

قاسمی در ادامه افزود: اگر روزی حس اعتماد از میان برود دیگر برای مرکز کارنخواهیم کرد. من به دنبال فرهنگ اعتماد هستم که به مستند ساز به عنوان یک انسان فرهنگی نگاه شود. مدیریت ها نباید به گونه ای باشد که ما به کشورهای دیگر رفته و به مملکت خود خیانت کرده و جار و جنجال راه بیندازیم. امیدوارم مدیریت ارزش اعتماد و صداقت ما را بداند.

او همچنین درباره بحث بودجه افزود: ما نباید با گداپروری یک مستندساز را درگیر کنیم. باید برای مستند ساز تشخص فرهنگی قائل باشیم و نحوه برخورد ما طوری نباشد که مستندساز به راه های غلط کشانده شود. یک فیلمساز جوان گاهی برخلاف آنچه که در ذهن دارد و فقط بر سر نارضایتی و لج بازی راه خود را کج می کند و مثلا به شبکه های ماهواره ای فیلمش را می فروشد.

«پژمان مظاهری پور» نیز در ادامه این بحث افزود: مرکز باید دغدغه فیلمساز را داشته باشد. من به عنوان یک کارگردان از هیچ امنیت شغلی و اجتماعی برخوردار نیستم. چندی پیش در جریان ساخت فیلم دچار سانحه ای شدم و هیچ جا از من حمایتی نکرد و فهمیدم که حتی جان من هم برای کسی اهمیتی ندارد. پس جایگاه و شان مستند ساز کجاست؟

او در ادامه گفت: در گذشته مرکز گسترش بضاعت اداره سه بخش تجربی، مستند و انیمیشن را دارا بود اما اکنون با پیشرفت هر یک از این مقولات اداره و تامین بودجه آن‏ها از بضاعت مرکز خارج شده است. مقوله مستند به تنهایی نیازمند تامین سرمایه و رسیدگی‏های خاص خود است.

او درباره ایجاد قوانین جدید برای فیلمسازان نیز گفت: قانون باید با هم اندیشی اجرا شود. زمانه طوری نیست که ما درها را ببندیم، یک فیلم به راحتی از طریق یک فلش مموری به کشورهای مختلف رفته و از شبکه‏های خارجی پخش می‏شود.

«محمود رحمانی» دیگر مستندساز حاضر در جمع نیر افزود: از آقای خورشیدی تشکر ویژه ای دارم به این دلیل که در اتاق ایشان همیشه بر روی ما مستندسازان باز است. اما من فکر می کنم برای بررسی پروژه های مرکز یک نفر کافی نیست و اگر دوستانی به کمک آقای خورشیدی بیایند ترافیک کاری به شدت کم خواهد شد.

او هم چنین گفت: همه ما فیلمسازان مستند موظفیم حقایق بستر جامعه خود را به تصویر بکشیم. من بعنوان یک مستندساز ایرانی از محیط خود آگاهم و دغدغه اقلیم دارم، بنابراین باید از این آگاهی استفاده کرده و فیلمی مستقل و تاثیر گذار بسازم که راهگشا باشد.

او افزود: آرمان من به عنوان یک مستندساز این است که فیلمم را به دست رئیس جمهور رسانده و بر او تاثیر بگذارم. چه اشکال دارد اگر فیلم های ما بدون سانسور برای مسئولان به نمایش درآمده و برآن ها تاثیر گذارد.

او در ادامه گفت: چه اشکال دارد اگر ما فیلم خوب اما معترضانه ما را بخرید و حتی به آن جایزه هم اهدا کنید؟ فراموش نکنیم که وقتی بستری برای انتقاد ایجاد شود فساد از بین می رود.

«امیر زبان آور» نیز در ادامه گفت: من چند سوال دارم. شوراها در مرکز برچه اساسی تشکیل می شوند؟ آیا امکان تحقیق در مورد کشورهایی که با ما فرهنگ مشترک دارند وجود دارد؟ و اینکه بودجه هایی که مرکز برای پروژه ها اختصاص می دهد بسیار کم است و آیا امکان بازنگری در این مسئله نیز وجود دارد؟

«مصطفی شیری» کارگردان مستند «بن بست» نیز در ادامه افزود: پتانسیل مرکز برای حمایت از مقولات مختلف مانند انیمیشن، مستند، کوتاه و سینمایی چقدراست؟ آیا مرکز توان حمایت از همه این مقولات را دارد؟ من فکر می کنم مرکز گسترش باید بر روی سینمای مستند متمرکز شود. بیشتر جوایزی که در طی این سال ها از جشنواره ها دریافت شده است از فیلم های مستند بوده است. به علاوه سایر وجوه سینمایی به اندازه کافی در کشور متولی دارد.

او تصریح کرد: بالا رفتن کمیت در حالی که کیفیتی وجود ندارد چه اهمیتی دارد؟ شاید بهتر باشد مرکز به جای سرمایه گذاری بر روی ۳۰۰ پروژه بر روی ۱۰۰ پروژه سرمایه گذاری کند منتها با بودجه خوب بازده را افزایش دهد. سال هاست که از بودجه و امکانات دولتی استفاده شده اما چیزی به سینمای مستند اضافه نشده است.

«بابک بهداد» دیگر مستند ساز حاضر در جمع نیز گفت: مركز مي تواند در سينماي مستند جريان سازي كند. اين جريان در دهه ۴۰ و ۵۰ وجود داشته است. ما فيلم خوب قوم نگار نداريم. بايد فيلم هاي علمي، اجتماعي و تأثير گذار داشته باشيم. وقتي مي گويم جريان ساز يعني سينماي مستند اين توانايي را دارد كه روي نقاشي و ادبيات ما اثر بگذارد.

او افزود: پيشنهاد ديگرم اين است كه مركز، طرح هاي خوب را انتخاب كند و اين طرح ها به يك تيم تحقيق داده شود و يك سال يا حتي دو سال روي اين طرح ها تحقيق و پژوهش صورت بگيرد و سپس از فيلمسازان دعوت شود كه اين طرح ها را به فيلمنامه و فيلم مستند تبدیل كنند و آخرين پيشنهادم اين است كه شرايطي براي استفاده از فيلم هاي موجود در بانك فيلم مركز ايجاد شود تا با سهولت بيشتري بتوان به اين فيلم ها دسترسي پيدا كرد.