ترسیم واقعیت در هندسه‌ی زندگی
کد مطلب : 11990

گزارشی از نمایش و نقد مستندهای «فرشاد فداییان» در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
ترسیم واقعیت در هندسه‌ی زندگی

تاریخ انتشار: دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۵
بعدازظهر روز گذشته (یک‌شنبه بیست و نهم مردادماه) سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی شاهد نمایش و سپس نقد و بررسی مستندهای «دریا در خانه، کشتی بر دیوار» و «دو زن» از ساخته‌های فرشاد فداییان بود.
Share/Save/Bookmark
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در ابتدای این برنامه «فرید اسماعیل‌پور» که به‌عنوان منتقد مهمان در جلسه حضور داشت در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان، مجری برنامه و مسئول جلسه‌های نمایش فیلم درباره‌ی ویژگی‌های سینمای فرشاد فداییان گفت: «تماشای دو فیلمی که امروز به نمایش درآمد می‌تواند ملاک خوبی برای شناخت ویژگی‌های سازنده‌اش باشد؛ ویژگی‌هایی که از آن می‌توان به سینمای فرشاد فداییان یاد کرد.»
اسماعیل‌پور که به گفته‌ی صفاریان، در طول سال‌های گذشته تحقیقات مفصل و مطالعات گسترده‌ای درباره‌ی فیلم‌های فداییان انجام داده هم‌چنین گفت: «کم‌تر فیلم‌سازی هست که این‌قدر پُرکار و فیلم‌هایش این‌ همه تنوع داشته باشد. باید پذیرفت که این دو فیلم به اندازه‌ی کافی شاخص هستند و به شکلی در برابر هم قرار می‌گیرند و نشان می‌دهد خیلی از پیش‌فرض‌هایی که درباره‌ی سینمای فداییان وجود دارد می‌تواند نادرست باشد.»
اسماعیل‌پور هم‌چنین گفت: «در این‌جا با فیلمسازی روبه‌روییم که بسیار زیرک است و در کنارِ بازیگوشی، از فرم‌هایی که می‌تواند دست و پای او را ببندد فرار می‌کند.»
در ادامه‌ی جلسه، فرشاد فداییان در پاسخ به پرسش صفاریان درباره‌ی نحوه‌ی شکل‌گیری ایده‌ی فیلم «دو زن» گفت: «با دو زنی که در این فیلم حضور دارند خیلی تصادفی آشنا شدم. یک روز با آن‌ها به یکی از جنگل‌های شمال کشور رفتم تا نحوه‌ی کار کردن‌شان (چیدن گیاهان وحشی خوردنی) را از نزدیک ببینم، اما دشواری فعالیت آن‌ها و حجمِ کاری که انجام می‌دادند من را به فکر انداخت تا درباره‌ی این دو زن یک فیلم مستند بسازم.»
وی افزود: «دو هفته بعد که به محل زندگی آن‌ها برگشتم متوجه شدم پای یکی از آن‌ها به دلیل برخورد به گیاهان سمی مصدوم شده و به خوبی نمی‌تواند راه برود، اما حتی این نکته هم مانع کار من نبود و تصمیم گرفتم هر طور شده ایده‌‌ام را عملی کنم.»
فداییان با اشاره به این که معمولاً برای ساخت فیلم، اتکایی به پژوهش‌های قبلی‌ ندارد گفت: «در چنین شرایطی، اتفاق نهایی، پژوهش اصلی‌ مرا تعیین می‌کند. در حقیقت ممکن است سال‌ها روی سوژه‌ای کار کنم اما برای من، ملاک همان روزی است که کار روی آن سوژه را آغاز می‌کنم.»
وی سپس درباره‌ی نحوه‌ی ساخت «دریا در خانه، کشتی بر دیوار» گفت: «شخصیت اصلی این فیلم (عمو علی) را از مدت‌ها قبل می‌شناختم و در طول چند سال به تناوب به او سر می‌زدم تا این که وقتی یک‌بار برای دیدن‌اش رفته بودم متوجه شدم چشم‌های او به‌خوبیِ گذشته نمی‌بیند و به همین دلیل دیگر نمی‌تواند تابلو بکشد.»
فداییان که در این فیلم به سرنوشت یک صیاد پیر در حوالی بندرعباس پرداخته گفت: «با وضعیتی که چشم‌های عموعلی داشت، او دیگر نمی‌توانست تابلوهای رنگی را ترسیم کند و من با اتکا به همین واقعیت، این فیلم را ساختم.»
وی سپس در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان درباره‌ی دلیل پرکاری خود گفت: «تقریباً حدود هجده سال است که از شرکت در جشنواره‌ها دست کشیده‌ام و به همین خاطر نسبت به دیگران فرصت بیش‌تری برای فیلم‌سازی دارم.»
فداییان هم‌چنین با اشاره به پتانسیل موجود در تولید فیلم‌های مستند در ایران گفت: «خوش‌بختانه تاکنون هفتاد و شش مستند ساخته‌ام که با توجه به دور بودنم از جشنواره‌ها و فرصت بیش‌تری که از این طریق به دست آورده‌ام خیلی کم است. امیدوارم تا زمانی که زنده هستم بتوانم تعداد آن‌ها را به صد و حتی بیش‌تر برسانم.»
در ادامه‌ی جلسه، فرید اسماعیل‌پور فیلم «دریا در خانه، کشتی بر دیوار» را نقطه مقابل مستند دیگر این فیلم‌ساز یعنی «دو زن» دانست و گفت: «در سینمای فرشاد فداییان موتیف‌های تکرارشونده‌ای وجود دارد که راهکار فیلم‌ساز برای جلوگیری از ماندن در فرم خاصی است. یکی از این موتیف‌ها موضوع «زوال» و دیگری «کار» است که در مستندهای اخیر ایشان قابل اشاره است.»
وی فیلم‌های فداییان را نوعی سینما در اقلیت، برای حمایت از سوژه‌های بی‌صدا دانست و افزود: «او در فیلم‌هایش به آدم‌ها، بناها، فرهنگ‌ها و حتی خرده‌فرهنگ‌های خاص نزدیک می‌شود و اغلب درباره سوژه‌های خاموشی فیلم می‌سازد که تریبونی برای بیان حرف‌های خود ندارند و در حال از بین رفتن و زوال هستند.»
اسماعیل‌پور سپس با اشاره به تئوری «قاب/زندان» که به گفته‌ی او برخی قدمای سینمای صامت به آن اعتقاد داشته‌اند گفت: «فداییان در مستند «دریا در خانه، کشتی بر دیوار» موفق شده این تئوری را با نمایش تنهایی و عزلت شخصیت مورد نظر خود در قالب فضایی تنگ و محدود به نمایش بگذارد.»
وی هم‌چنین با اشاره به علاقه‌ی فیلم‌ساز به استفاده از فرم‌‌ها، سطوح و اشکال مربع یا مستطیل‌شکل گفت: «او با استفاده از اشکال هندسی و عناصر تصویری خاصی که ساکن هستند و در آن‌ها حرکتی دیده نمی‌شود، موفق شده دوران بازنشستگی یک صیاد را به‌خوبی به نمایش بگذارد.»
وی در بخش دیگری از این جلسه‌ی نقد و بررسی، مستند «دو زن» را نقطه‌ی مقابل «دریا در خانه، کشتی بر دیوار» دانست و افزود: «این مستند برخلاف فیلم قبلی که در آن همه‌چیز در گذشته رخ داده معطوف به آینده است و در آن دو زن را می‌بینیم که سوار خودروی فیلم‌ساز می‌شوند تا یک روز کاری را آغاز کنند.»
این منتقد با اشاره به هندسه‌ی متفاوت فیلم «دو زن» نسبت به مستند «دریا در خانه، کشتی بر دیوار» گفت: «در این فیلم که بخش عمده‌ای از آن در خودرو می‌گذرد، با نوعی هندسه‌ی مثلثی‌شکل مواجهیم که تزلزل و آسیب‌پذیریِ اجتماعی و اقتصادی شخصیت‌های فیلم در آن نهفته است.»
وی هم‌چنین درباره‌ی فرم خاص به کار رفته در این فیلم گفت: «سازنده‌ی «دو زن» تلاش کرده تا با استفاده از لنز واید، نمای دونفره (توشات) شخصیت‌های فیلم خود را ضبط کند. شخصیت‌هایی که کنتراست دراماتیک بسیار جذابی دارند و یکی از آن‌ها به‌شدت برون‌گرا و دیگری درون‌گراست.»
اسماعیل‌پور، تجسم یک سامانه فکری برای انجام گفت‌وگو با شخصیت‌های این فیلم را یکی دیگر از ویژگی‌های مستند «دو زن» برشمرد و گفت: «یکی از جذابیت‌های سینمای فداییان این است که در کارهای او همیشه چیزی برای غافلگیری وجود دارد. جالب این که غافلگیریِ مورد نظر حتی در مستندهای صنعتیِ درخشانی که ساخته هم دیده می‌شود.»
وی در بخش دیگری از این جلسه در پاسخ به نکته‌ی مطرح شده از سوی ناصر صفاریان مبنی بر حضور تصویرهای ساده اما کار شده در فیلم‌های اخیر فرشاد فداییان گفت: «از آن‌جا که او در ساخته‌هایش یک حرکت مستقیم و خطی ندارد نمی‌توان چنین ایده‌ای را مطرح کرد. فداییان علی‌رغم هوش، توانایی و تسلط خود بر مدیوم فیلم‌سازی خیلی زیگزاگی حرکت کرده و یکی از جذابیت‌های کارهای او ارائه‌ی شگفتی در قالب غافلگیری است.»
فرشاد فداییان در پاسخ به این نکته گفت: «من هرگز برای ایجاد شگفتی فیلم نمی‌سازم اما این حق طبیعی تماشاگرهاست که فیلم‌های من را هر طور که بخواهند تفسیر کنند.»
وی گفت: «خیلی‌ها از فیلم‌های من خوش‌شان نمی‌آید و حتی آن‌ها را فیلم نمی‌دانند! در حقیقت، این تماشاگران هستند که چیزهایی را به این فیلم‌ها اضافه می‌کنند و منِ فیلم‌ساز نقشی در ارائه‌ی این تعبیرها ندارم.»
فداییان سپس در پاسخ به پرسش صفاریان درباره‌ی تاثیر این‌گونه تعبیرها بر نحوه‌ی فیلم‌سازی خود گفت: «این تعبیرها هیچ تاثیری بر من ندارد، زیرا مطلقاً به هیچ نقد و منتقدی اعتقاد ندارم و بی آن که قصد بی‌احترامی داشته باشم باید بگویم منتقدان تا به حال هیچ کمکی به من و کارهایم نکرده‌اند.»
وی نظر تماشاگران عادی را شگفتی‌آفرین توصیف کرد و گفت: «ارزش اظهارنظر این‌گونه مخاطبان حتی از فیلم‌های من هم بیش‌تر است. آن‌ها معمولاً ورای کار من صحبت می‌کنند و این حق طبیعی آن‌هاست که فیلم‌ها را از دید خود تفسیر کنند.»
فداییان گفت: «تعریف کردن افراد از فیلم‌های یک فیلم‌ساز باعث تضعیف و گاهی ایجاد توهم در کارهای او می‌شود و این در حالی است که من سال‌هاست خودم را از این‌گونه توهمات دور کرده‌ام. در چنین شرایطی و از نگاه من، وجود دو نفر مخاطب واقعی هم به اندازه‌ی دو هزار نفر ارزشمند است.»
بخش پایانی این جلسه‌ی نقد و بررسی به صحبت‌های فرید اسماعیل‌پور اختصاص داشت. این منتقد گفت: «به عنوان یک مخاطب علاقه‌مند به سینما امیدوارم امکان نمایش همه فیلم‌های این فیلم‌ساز فراهم شود تا خیلی‌ها از آن لذت ببرند.»
وی گفت: «در هیچ نقطه از دنیا این وظیفه فیلم‌ساز نیست که راه بیفتد و دنبال راه چاره‌ای برای نمایش فیلم‌های خود باشد. این وظیفه‌ی مسئولان و مدیران فرهنگی است که برای نمایش این‌گونه فیلم‌ها برنامه‌ریزی کنند. فیلم‌های باارزشی که حتی خود فیلم‌ساز هم تلاشی برای نمایش آن‌ها ندارد.»